بهبود و توسعه فردیمقالاتمهارت های زندگی

منطقه امن چیست؟ +تنها راهکار اساسی برای خروج از آن

منطقه امن چیست؟

یکی از خاطرات من در رابطه با خروج از منطقه امن ، صحبت کردن برای جمعی از افراد فرهیخته و همچنین برخی اساتید مطرح کشور است.

با آنکه قبلا تجربه سخنرانی برای تعداد بیشتری را داشتم اما اینبار کمی فرق داشت.

مخاطبانم بعضا افرادی با سطح بسیار بالا بودند که ترس از قضاوت شدن را در من به وجود می‌آورد و آنجا بود که متوجه شدم کلاس‌ها و سخنرانی‌های قبل از این رویداد نوعی منطقه امن بود که باعث ایجاد یک خیال راحت می‌شد.

اما این سخنرانی تفاوت‌های بزرگی داشت و وموجب انجام یک کار جدید می‌شد. زمانی که آن را به اتمام رساندم بسیار خوشحال بودم و اعتماد به نفس بیشتری را تجربه می‌کردم.

چنین احساسی برای شما هم قطعا وجود داشته یا دارد و احتمالا این موضوع را تجربه کرده‌اید که وقتی از عهده یک کار جدید برمی‌آیید وجودتان سرشار از احساس قدرت می‌شود.

اما خروج از این منطقه اصول خود را دارد و اگر از آن آگاه نباشیم ممکن است برای همیشه یا حداقل مدت طولانی به خاطر ترس از انجام آن کار به طور کل فراموشش کنیم.

اگر بخواهم در یک جمله منطقه امن یا comfort zone را تعریف کنم به منطقه‌ای گفته می‌شود که شما در آن احساس راحتی می‌کنید.

به عنوان مثال:

  • برای کسی که ماشین دارد ممکن است رانندگی منطقه امن او باشد. زیرا هروقت بخواهد سوار آن شده و به هرجایی که بخواهد می‌رود.
  • برای کسی که یاد گرفته دوچرخه سواری کند، در شرایط عادی این مهارت یک منطقه امن برای تو به حساب می‌آید.
  • برای کسی که یاد گرفته یک ساز موسیقی را بنوازد در شرایط عادی انجام این کار منطقه امن اوست.

به طور کلی می‌توان گفت منطقه امن مطابق بر ذات و خواسته مغز است. زیرا مغز می‌خواهد ما خطر نکنیم، بنابراین همه تلاش خود را می‌کند تا ما را از انجام یک کار جدید بازدارد.

میدانیم که این روزها فروشگاه‌های اینترنتی قدرت زیادی را بدست آورده‌اند و این موضوع کاملا بدیهی است که تا چند سال دیگر بیشتر از ۸۰ درصد بازار را به خودشان اختصاص دهند.

اما برای افرادی که در منطقه امن خود هستند این موضوع غیرقابل باور است. به همین دلیل هنوز هم افراد زیادی را می‌بینیم که سرمایه خود را به یک فروشگاه بزرگ فیزیکی اختصاص می‌دهند اما حاضر نیستند چنین سرمایه‌گذاری بر کسب و کار‌های اینترنی بگذارند.

دلیل واضح آن هم مغز است که نمی‌خواهد به سراغ کاری برود که نمی‌داند چطور آن را به موفقیت برساند.

این موضوع در حالیست که فروشگاه فیزیکی چیزیست که در بسیاری موارد کار کردن با آن را به چشم خود دیده و اطلاعات کافی را درباره آن دارد.

نه‌تنها برای موضوع فروشگاه‌های اینترنتی بلکه در تک تک بخش‌های زندگی منطقه امن نقش حیاتی در تصمیمات ما دارد.

 

منطقه امن کجاست؟

منطقه امن برای هرشخص و هر موقعیتی متفاوت است و به نسبت شرایطی که حاکم است بزرگ یا کوچک می‌شود. اما هیچگاه نمی‌توان گفت منطقه امن برای شخصی وجود ندارد و هر لحظه همراه ماست.

بنابراین هرکجا که ما وجود داشته باشیم همانجا منطقه امن ماست.

به عنوان مثال افراد زیادی خوردن یک پیتزا را به خواندن یک کتاب با همان قیمت و حتی ارزان‌تر را ترجیح می‌دهند زیرا می‌دانند با شروع کتاب‌خوانی وارد دنیایی می‌شوند که بیشتر از زندگی فعلی‌ شان از کنترل خارج است.

به بیان دیگر فکر می‌کنند خوردن یک پیتزا، زمانی که برای آن صرف می‌کنند و لذتی که از آن می‌برند تحت سلطه خودشان است اما شروع به خواندن یک کتاب و اتفاقاتی که بعد از آن می‌افتد چیزی است که نمی‌دانند آینده آن ممکن است چگونه باشد.

در مثال دیگری ممکن است برای یک خانم خانه‌دار نیز منطقه امن وجود داشته باشد. مثلا وقتی بتواند از بین همه غذاها، ۳ نوع غذا را بهتر درست کند ممکن است در اکثر مهمانی‌ها یکی از این غذا را بپزد.

همچنین مالک یک کارخانه بزرگ که تولیداتش برای کشور خود فوق‌العاده است منطقه امن به وجود خواهد آمد. زیرا ممکن است صادرات آن محصول به کشورهای دیگر را به خاطر ترس از شکست یا عدم آگاهی از روش انجام این کار انجام ندهد.

 

چه جاهایی منطقه امن نیستند؟

تنها جاهایی که ما احساس کنیم اوضاع از کنترل خارج شده و نمی‌دانیم ممکن است چه اتفاقی بیافتد را می‌توان جایی بیرون از منطقه امن دانست.

به عنوان مثال:

برای آشپزی که مقدار مواد لازم یک غذا را همیشه به صورت چشمی اضافه می‌کند و همیشه آن غذا طعم فوق‌العاده‌ای دارد بسیار سخت خواهد بود اگر بخواهد همان غذا را در حجم بسیار بالا درست کند. زیرا به احتمال زیاد دیگر نمی‌تواند ریسک برای مقدار مواد لازم آن غذا تنها به چشم خود اکتفا کند.

برای کسی که همیشه از یک مسیر به خانه خود برمی‌گردد و همه پیچ و خم را بلد است رفتن از یک مسیر جدید می‌تواند جایی در خارج از منطقه امن او باشد.

برای شخصی که به سیستم عامل اندروید عادت دارد سروکار داشتن با یک گوشی آیفن می‌تواند دردسر ساز باشد. زیرا این دو سیستم عامل یعنی اندروید و ios تفاوت‌های بزرگی با یکدیگر دارند و انجام چنین کاری ممکن است جایی خارج از منطقه امن باشد.

برای شخصی که خجالتی است، یا عزت نفس پایینی دارد و نمی‌تواند خوب صحبت کند شرکت در یک دوره آموزشی و پرداخت هزینه و همچنین انجام تمرینات آن دوره می‌تواند او را به چالش بکشاند و جایی در بیرون از منطقه امن باشد.

 

واقعیتی درباره منطقه امن

همانطور که گفتم خروج از این منطقه اصول خاص خود را دارد و با آن‌که می‌توان این اصول را رعایت نکرد و موفق هم شد بهتر است این ریسک را نکنیم زیرا دانستن این اصول خطری برای‌مان نخواهد داشت.

نکته: برخی می‌گویند آیا خود این اصول برای ما منطقه امن به وجود نمی‌آورد؟ باید بگویم اگر برای استفاده از آن در شرایط مختلف انعطاف به خرج بدهید و نسبت به آن تعصب غزمنطقی نداشته باشید هرگز درگیر منطقه امن نخواهید شد.

قبل از آن‌که به سراغ اصول برویم موضوع بسیار مهم‌تری وجود دارد که اهمیتش از خود این اصول بیشتر است. مهم‌تر به این جهت که اگر آن را ندانیم به احتمال زیاد آن اصول کار زیادی را برای شما انجام نخواهند داد.

واقعیت این است که شما هیچگاه نمی‌توانید از منطقه امن خود خارج شوید اما به خاطر مرسوم بودن جمله ” خروج از منطقه امن ”  من هم از آن استفاده کردم.

به جای خروج از آن باید تلاش کنیم آن را بزرگ‌تر کنیم. زیرا مغز هیچ‌گاه نمی‌تواند هدف خود که بقا است را فراموش کند و همه تلاش خود را می‌کند تا ما در شرایط مختلف امنیت داشته باشیم.

اما می‌توان به این کار مغز کمک کرد و همزمان پیشرفت را هم تجربه کرد. به این صورت که به جای تلاش برای خروج، این منطقه را با خود به مناطق دیگر می‌بریم تا جزوی از قلمرو ما شوند.

بنابراین از حالا بهتر است به جای گفتن خروج از منطقه امن بگوییم تلاش می‌کنم تا قلمرو خودم را گسترش دهم. اینگونه حتی احساس بهتری نسبت به انجامش پیدا خواهید کرد.

 

چطور قلمرو خود را گسترش دهیم؟

  1. برای گسترش قلمرو یا به عبارتی امن کردن مناطق بیشتر باید براساس منطقه‌ای که در آن حضور داریم عمل کنیم.
  2. در مرحله بعد لازم است مناطق بهینه و کاربردی‌تر را شناسایی کنیم.
  3. در مرحله سوم لازم است نیاز واقعی خودمان را به هرکدام از مناطق شنایی کنیم.
  4. نهایتا برای مرحله چهارم که حرکت به سمت آن قلمرو است آماده شویم.

بنابراین گسترش قلمرو به ۴ مرحله نیاز دارد که هر کدام را به صورت جداگانه توضیح خواهم داد.

 

مرحله اول شناسایی موقعیت فعلی:

منطقه امن ما همان عادات و مهارت‌هایی هستند که به مقدار بسیار زیادی آن‌ها را تکرار کرده ایم. با نگاه کلی به زندگی می‌توان عادات و مهارت‌هایی که در آن حرفه‌ای شده‌ایم را پیدا کرد اما قطعا همه آن‌ها را نمی‌توان به خاطر سپرد.

پس یک لیست در تلفن همراه خود ایجاد یا از یک کاغذ استفاده کنید و هر عادت یا مهارتی که دارید را روی آن بنویسید.

به عنوان مثال:

  • زمانی که از خواب بیدار می‌شوم اولین کار، چک کردن شبکه‌های اجتماعی است.
  • من عادت دارم همراه غذا آب بخورم.
  • از آن‌جا که سرم شلوغ است همیشه دیر شام می‌خورم.

یا در مثال‌های دیگر:

  • من همیشه فیلم‌های جدید سینمایی را می‌بینم.
  • مدت زیادی است که گیتار می‌زنم و این چند آهنگ را بهتر می‌نوازم.
  • من در بزرگ کردن مسائل استاد هستم.

 

مرحله دوم شناخت مناطق بهینه:

معمولا عاداتی که در زندگی داریم همگی خوب یا بد نیستند اما در حالت عادی عادات بد به خاطر لذت زودگذر طرفداران بیشتری را بخودشان اختصاص می‌دهند و ما را بیشتر از عادات خوب به خود دچار می‌کنند.

حتی نسبت به مهارت‌ها هم چنین اتفاقی می‌افتد. یعنی ممکن است ما به خاطر داشتن یک توانایی یا مهارت احساس کنیم دیگر نیازی به افزودن به آن و یا یادگیری مهارت‌های جدید نباشد. اما بارها پیش می‌اید که حسرت می‌خوریم ای کاش چنین کاری را بلد بودم تا این موقعیت را از دست نمی‌دادم.

بنابراین گام دوم گسترش قلمرو افزودن و اصلاح مهارت‌ها و عاداتی است که شاید ناخواسته آن‌ها را در زندگی آموخته‌ایم یا پیاده سازی کرده‌ایم.

برای انجام اینکار به نوشته‌هایی که در مرحله قبل جمع آوری کردید نیاز دارید. نگاهی به عادات روزمره و مهارت‌هایی که در آن استاد شده‌اید بیاندازید و ببینید چه عاداتی را می‌توانید جایگزین یک عادت بد کنید و یا پله بعدی مهارتی که دارید چیست.

در همین مرحله هم نیاز است تا مواردی که می‌خواهید تغییر یا گسترش دهید را نیز یادداشت کنید. شاید سپردن به ذهن برای شما یک منطقه امن باشد.

به عنوان مثال:

  • به جای چک کردن شبکه‌های اجتماعی بعد از بیدار شدن، می‌توانم لیست برنامه‌های آن روز را بررسی و مرتب کنم.
  • به جای خوردن آب کنار غذا در طول روز بیشتر آب می‌خورم.
  • به جای دیر شام خوردن برنامه ریزی بهتری را امتحان می‌کنم که برای خوردن شام به موقع هم وقتی در نظر گرفته شود.
  • به جای دیدن چهار فیلم در هفته سه فیلم می‌بینم و زمان اضافه آن فیلم را به یادگیری یک مهارت کاربردی آن را بنوازم به چالش می‌کشم.
  • در نواختن سازهای موسیقی همیشه چالش‌های بیشتری وجود دارد. بنابراین به سراغ آهنگی می‌روم که هیچوقت جرات نواختن آن را نداشته‌ام.
  • بزرگ کردن یک مسئله معمولا اتفاق خوبی نیست و باید راهی برای رفع این موضوع بیابم.

 

منطقه سوم یافتن نیاز واقعی:

در این مرحله لازم است کارهایی که باید دستخوش تغییر شوند را براساس نیاز خودتان اولویت بندی کنید. به عبارتی ببینید منطقه امن شما در کجا واقع شده است.

درواقع برخی اقدامات به نظر خوب هستند و نتایج فوق‌العاده‌ای را هم در بر دارند اما بهتر است انجام آن را صرفا به خاطر یک اقدام با اثر کمتر اما حیاتی‌تر به تعویق بیاندازید.

این مرحله منطقه امن شما را به صورت هوشمندانه گسترش می‌دهد و باعث می شود که شما از انجام چنین اقداماتی خسته نشوید.

به عنوان مثال:

ترک عادت به بزرگ کردن یک مسئله و همچنین نواختن یک اهنگ سخت هر دو می‌توانند چالش جدید و بزرگی باشند.

اما وقتی شخص متوجه اثرات بسیار بد بزرگ کردن یک مسئله در زندگی می‌شود به طوریکه ممکن است باعث اختلاف با همسرش بشود قطعا از نواختن آن آهنگ در شب تولد همسرش مهم‌تر خواهد بود.

با آنکه ممکن است نواختن آن آهنگ بسیار لذت بخش و اثرگذار باشد و حتی رابطه این دو فرد را بهتر کند اما قطعا با یک بار بزرگ کردن یک مسئله ممکن کل خاطرات لذت بخش آن شب به دست فراموشی سپرده شود.

 

مرحله چهارم اقدام:

همانطور که از نام این مرحله پیداست حالا باید اقدام کنید و هر اطلاعاتی را که یادداشت کردید، به صورت یک برنامه پیاده سازی کنید. دقت کنید که ۳ مرحله قبل به یک اندازه مهم هستند و این مرحله به تنهایی ممکن است به اندازه آن سه مرحله مهم باشد.

زیرا حتی اگر آن ۳ مرحله را عالی انجام دهید اما در اقدام خود دچار اهمال کاری، تنبلی و یا غرور شوید نه‌تنها منطقه امن گسترش پیدا نمی‌کند بلکه هیچ اتفاق خوبی هم نخواهد افتاد.

تنها کاری که در این مرحله لازم است انجام دهید استفاده از ۳ مرحله قبل به عنوان یک نقشه برای راه برای گسترش منطقه امن و همچنین برداشتن قدم های محکم در مسیر است.

اگر احساس می‌کنید که در انجام برنامه‌ها ممکن است دچار اهمال‌کاری شوید و یا به خاطر مقایسه‌های غلط دست از اجرای آن بکشید مواردی که در ادامه معرفی کرده‌ام را مطالعه کنید تا بتوانید بر چنین اتفاقی غلبه نمایید.

رفع اهمال کاری

دانلود رایگان کتاب فشار بی امان مقایسه

هدف گذاری چیست؟

نمایش بیشتر

مهدی فرخیان

مدتی است که تصمیم به تحقیق و تغییر خودم در زندگی گرفته‌ام و به اشتراک گذاشتن تجربیات و دانسته‌هایم با بقیه جدی‌ترین رسالتم است.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن