بهبود و توسعه فردیمقالاتمهارت های زندگی

خودتان را با دیگران مقایسه کنید اما اصولی !

به طور کلی می‌توان مقایسه کردن را هنری دانست که همگی باید به آن مسلط باشیم.

زیرا در طول روز مجبور به انتخاب‌هایی هستیم و کیفیت زندگی‌مان به همین انتخاب‌ها بستگی دارد.

البته مقوله انتخاب خود نیز قابل بحث است اما همه ما برای اینکه انتخاب بهتری داشته باشیم از مقایسه استفاده می‌کنیم.

مثلا:

زمانی که به قصد خرید یک کیف را داریم اگر اطلاعات کافی در این باره نداشته باشیم، این هنر فروشنده است که مزایا و معایب هر کدارم را واضح به ما بگوید و بر اساس نیازمان بهترین پیشنهاد را بدهد.

حتی دربسیاری از موارد با وجود اطلاعات زیادی که داریم بازهم هنر مقایسه فروشنده است که ما را به خریدن ترغیب می‌کند.

نه تنها هنگام خرید بلکه تقریبا همیشه در حال مقایسه هستیم:

  • وقتی از ما درخواستی می‌شود عواقب ومزایای جواب مثبت و منفی را با هم مقایسه می‌کنیم.
  • وقتی پیشنهاد گردش را به دوستان خود می دهیم بسیاری موارد را با هم مقایسه می‌کنیم.
  • حتی انتخاب اینکه چگونه به محل کار، خرید و هرجای دیگر برویم به مقایسه ما وابسته است.
  • توانایی نه گفتن که این روزها یادگیری آن از واجبات است به هنر مقایسه کردن وابسته است.

به همین دلیل زمانی که درباره خودمان فکر می‌کنیم یا حرف می‌زنیم نیز تمایل داریم با مقایسه کردن برتری‌ها و ضعف‌هایمان را مشخص کنیم.

البته اگر اصول آن را ندانیم صد در صد هربار که مقایسه‌ای انجام می‌دهیم عزت نفس خود را بیش‌تر از بین خواهیم برد. اگر می‌خواهید درباره عزت نفس بیشتر بدانید روی کلمه عزت نفس کلیک یا تاچ کنید.

معمولا توصیه می‌شود که مقایسه کردن به طور کل ممنوع. شاید این بهترین توصیه باشد و خود من هم در چندین مقاله همین توصیه را کرده‌ام.

اما اگر اصول آن را بدانیم ( که رعایت کردنش مقداری سخت است ) نیازی نیست به طور کل آن را ممنوع کنیم.

برای درک بهتر یک مقایسه خود و اصولی بیایید ابتدا بررسی کنیم کنیم که مقایسه‌های غیر اصولی چگونه هستند.

مقایسه کردن غیراصولی معمولا چگونه است؟

تصور کنید به همان کیف فروشی اول مقاله رفته‌اید. از یک کیف خوشتان می‌آید اما در خرید آن مردد هستید.

اینجا نیاز به یک راهنما داریم. یکی از بهترین ابزارهای راهنمایی در انتخاب هم مقایسه است.

فروشنده شروع به گفتن مزایای این کیف و اطمینان از قیمت مناسب آن می‌کند.

بخوانید  مینتزبرگ درباره نقش های شما در مدیریت سازمان چه می‌گوید؟

او در واقع با این کار در حال مقایسه کردن اجناس فروشگاه خودش با دیگر فروشگاه‌ها است. در این صورت حتی اگر کیف را بخرید کمی بعد احتمال پشیمان شدنتان زیاد است.

علت این موضوع هم عکس‌العمل دوستان و اطرافیان است. آن‌ها با دیدن کیف به شما یادآوری می‌کنند که هنگام خرید دقت بالاتر لازم است.

معمولا ما برای جلوگیری از این اتفاق یک همراه با خود می‌بریم و یا تقریبا همه فروشگاه‌ها را زیر و رو می‌کنیم تا بهترین انتخاب را داشته باشیم.

در صورتی که اگر فروشنده شروع به پرسیدن چند سوال درباره شما می‌کرد و اطلاعات بیشتری را بدست می آورد چند گزینه دیگر را پیشنهاد می‌داد ولی این‌بار، هم شما و هم فروشنده مطمئن بودید برای شما خوب است.

شاید قیمت متفاوت، رنگ متفاوت و ظاهر متفاوتی را انتخاب می‌کردید اما به خاطر آنکه قطعا مناسب شما بوده خیالتان از هر بابت آسوده است.

اینجاست که می‌گویند بهترین فروشنده اول بهترین مشاور است.

البته بعد از هر خرید می‌توانیم عزت نفس خود را بسنجیم. معمولا اگر منتظر تایید دیگران می‌شویم و بعد خیالمان راحت می‌شود قطعا از عزت نفس پایینی برخورداریم. اما اگر تعدادی تایید نکنند و بازهم خیالمان راحت باشد و با حس خوب از آن استفاده کنیم سطح عزت نفس‌مان بالاتر است.

چرا علاقه‌مندیم غیر اصولی مقایسه کنیم؟

معمولا مقایسه غیراصولی گزینه آسان‌تری به نظر می‌رسد و به خاطر مرسوم بودن آن تمایل بیشتری داریم که همرنگ جماعت باشیم.

در مثال‌های قبل درباره خرید و مقایسه اجناس صحبت کردیم اما واقعیت این است که وقتی هنگام خرید کمتر از مقایسه اصولی استفاده می‌کنیم پس خودمان را کاملا غیر اصولی با بقیه مقایسه خواهیم کرد.

ریشه آن هم به دوران کودکی و برچسب‌هایی که والدین روی ما می‌گذاشتند باز می‌گردد.

بی‌عرضه، دست و پا چلفتی، خنگ، استفاده از نام و لقب حیوانات از عمده ترین مواردی هستند که در خانواده‌های ایرانی دیده می‌شود. حتی اگر کاملا به شوخی بوده باشد و خود شخص هم به آن بخندد ناخودآگاه اثر نامناسبی خواهد داشت.

در این مورد می‌توانید مقاله برچسب زدن روی خودمان و دیگران چگونه همه چیز را تحت تاثیر قرار می‌دهد را مطالعه کنید.

وقتی برای فرزند خود تعریف نکرده باشیم که بی عرضه یعنی چه، او با چه معیاری بفهمد بی عرضه است یا نه؟ بنابراین خودش را با نزدیک افراد مقایسه می‌کند.
حتی در خیلی موارد دیده شده که خود والدین به او در مقایسه غیر اصولی کمک می‌کنند.

بخوانید  انگیزه رهبری خود را با این آزمون به چالش بکشید

می گویند:

ببین پسر/دختر فلان شخص چقدر خوب این کار را انجام می‌دهد؟

برو یاد بگیر، بچه‌های مردم چقد خوب هستند.

اینگونه است که تمایل داریم خودمان را با دیگران مقایسه کنیم و در اکثر موارد توسط آن درگیر خودزنی و خودتخریبی شویم.

گاهی اوقات این تمایل آنقدر در وجودمان رخنه کرده که اصلا متوجه آن نمی‌شویم. فقط کم کم احساس می‌کنیم کیفیت زندگی‌مان و استقلال شخص‌مان چقدر پایین آمده است.

بنابراین از روش‌هایی که در ادامه آورده شده استفاده کرده و از این به بعد خودتان را کاملا اصولی مقایسه کنید.

شما لایق یک زندگی سرشار از اقتدار هستید و حیف است که فقط به خاطر عدم مقایسه صحیح عزت نفس خود را کاملا نابود کنیم.

مقایسه اصولی چیست و چگونه انجام می‌شود؟

در راه افزایش عزت نفس معمولا گفته می‌شود مقایسه ممنوع. یا مثلا می‌گویند خودت را با گذشته خودت مقایسه کن.

این توصیه‌ها تا حدودی درست هستد اما واقعیت این است که ما نهایتا ما موجوداتی اجتماعی هستیم و نیاز داریم تا نظر دیگران را در مورد خود شنیده و خودمان را مقایسه کنیم.

حس برتری طلبی هم کاملا ذاتی است و ما لازم داریم گاهی خودمان را نسبت به هرچیز دیگر اعم از انسان، حیوان، شرایط و هرچیزی برتر ببنیم.

به کلمه “گاهی” توجه کنید زیرا این برتری طلبی اگر همیشگی شد به مراتب آسیب بیشتری را وارد می‌کند.

مقایسه اصولی با توجه شرایط در صورتی که آسیبی وارد نکند صحیح است. اگر نااگاهانه این کار را انجام می دهیم باید تلاش کنیم که نسبت به آن هوشیار باشیم زیرا مطمئنا عزت نفس‌مان را پس از مدتی کاملا نابود خواهد کرد.

پس برای مقایسه اصولی چگونه عمل کنیم؟

گام اول برای انجام هرچه بهتر این‌کار پیدا کردن دلیل مناسب برای مقایسه است.

وقتی احساس می کنید نسبت به شخص مقابل در سطح پایین‌تری قرار دارید اول ببنید اصلا لازم است نسبت به او در شرایط بالاتری باشید یا تلاشتان هیچ منفعتی نخواهد داشت؟

اگر موضوع واقعا مهم نبود اصلا نیازی نیست به مقایسه کردن بپردازید و با غرور اجازه دهید که او در جایگاه بالاتری باشد زیرا شما کارهای به مراتب مهم‌تری دارید.

بخوانید  خودکارآمدی چیست؟ +چگونه می‌توان آن را کاملا کسب کرد؟

گاهی اوقات در یک رقابت سالم و بدون هیچ نفرتی علاقه‌مند هستید که نسبت به دیگری در جایگاه بالاتر باشید.

دقت کنید که قرار کسی در این بین آسیب ببیند و شما می‌دانید که این رقابت بلاخره یک روز تمام می‌شود. پس این گزینه خوبی برای مقایسه خواهد بود.

گام دوم در صورت پیدا کردن کیس مناسب بررسی است.

حالا که کیس مناسب را پیدا کردید دست به قلم شده و هرکاری که می‌دانید برای موفقیتش انجام داده را یادداشت کنید. اگر نمی‌توانید بسیاری از موارد را پیدا کنید پس کیس مناسبی را انتخاب نکرده‌اید.

بعد از نوشتن همه موارد ببنید کدام کارها را انجام نداده اید و کدام را ناقص یا کامل انجام داده‌اید. سپس سعی کنید ناقص‌ها را کامل کنید و کامل‌ها را ارتقا دهید.

اما در برابر کارهایی که او انجام داده و شما هرگز انجام نداده‌اید بسیار حساس باشید. زیرا اگر تعداد این موارد زیاد باشد بازهم مقایسه‌تان را باید متوقف کنید. زیرا احتمالا در این شرایط او تجربه بسیار بیشتری دارد.

توجه کنید که متوقف کردن مقایسه به معنای شکست و اتمام بازی نیست بلکه حالا شما مسیری پیش رو دارید که اگر همراه با مقایسه باشد به جایی می‌رسید که آن شخص همیشه یک یا چند گام از شما جلوتر خواهد بود. علت این اتفاق هم این است که شما برای اقدام بعدی تان نگاهتان به او خواهد بود.

در حالت آخر که ممکن است تنها در چند اقدام او بهتر عمل کرده باشد دست به کار شوید و کاری کنید که آن کارهای برای شما بدیهی شوند و تمرکز خود را روی اقدامات خلاقانه خودتان بگذارید. سعی کنید در مواردی مهارت پیدا کنید در آینده به آن‌ها نیاز خواهید داشت.

دقت کنید که اینجا به جای فکر کردن درباره اقدامات آن شخص باید روی اقدامات خودتان متمرکز باشید در غیر این صورت صد در صد در این مقایسه باخته‌اید.

گام سوم توجه به افکار و اقدامات است.

هرجا که در حین صحبت یا فکر کردن متوجه انجام مقایسه شدید آن را در گوشی خود یا روی یک برگه یادداشت کنید تا بعدا مفصل به آن فکر کنید و اگر لازم بود روی عزت نفس خود بیشتر از قبل کار کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن