بهبود و توسعه فردیمدیریت استرسمقالاتمهارت های ارتباطی

با وجود جامعه چطور ورودی‌های ذهن‌مان را کنترل کنیم؟

همان‌طور که می‌دانید اگر یک یا چند آهن‌ربا را به یک میخ یا قطعه آهنی بچسبانیم آن را هم تبدیل به آهنربا کرده‌ایم. در واقع این موضوع در همه قسمت‌های زندگی کاربرد دارد. ما در معرض هرچیزی که قرار بگیریم تبدیل به آن خواهیم شد.

مثلا:

اگر بعد از ۲۰ سال به شهر زیبای اصفهان (یا هر شهر دیگر) مهاجرت کنید و مدام با مردم در حال معاشرت باشید، بعد از مدتی هرچقدر هم تلاش کنید لحجه‌تان تحت تاثیر لحجه مردم آن شهر قرار خواهد گرفت.

یا مثلا:

اگر در دوران جوانی و نوجوانی مدام با دوستانی در ارتباط باشید که عادت به بددهنی داشته باشند ناگزیر پس از مدتی بددهنی را به عنوان یک عادت برای خودتان می‌پذیرید.

اگر مدام آهنگ‌های را گوش کنید که خواننده در آن از شکست‌ عاطفی می‌خواند، قطعا پس از مدتی یک شکست عاطفی را تجربه می‌کنید.

این حرف‌های تکراری را همه می دانیم اما وقتی اخبار همیشه خبرهای بد را منتشر می‌کند، خواننده‌ها، آهنگ‌های غمگین و حاوی شکست عاطفی را بهتر می خوانند، هرجا که برویم مردم از ناامیدی‌ها و بدبختی‌هایشان می‌گویند کنترل ورودی‌های ذهن تقریبا غیر ممکن می‌شود.

پس با این حال چطور می‌توان ورودی‌های ذهن را کنترل کرد؟

قبل از آن‌که به پاسخ این سوال برسیم، بیایید بررسی کنیم، اصلا لزومی به کنترل این ورودی‌ها هست؟ یا راه آسان‌تری هم وجود دارد؟

 

آیا اصلا لازم است که ورودی‌های ذهن را کنترل کنیم؟

یکی از عجیب‌ترین روزهایی که در طول زندگی، همه ما تجربه می‌کنیم، روزی است که هیچ‌کاری انجام نداده‌ایم اما به طور شدیدی احساس خستگی می‌کنیم.

احتمالا حدس می‌زنید که می‌خواهم دلیل آن را به ورودی‌های ذهنی ربط بدهم، درست است؟ باید بگویم که نه به صورت مستقیم.

اما علت این اتفاق چیست؟

دلایل مختلفی برای این اتفاق وجود دارد، از جمله:

نرسیدن اکسیژن کافی یا کم بودن انرژی ناشی از سوخت ساز و یا نداشتن استراحت کافی برای مغز.

اما وقتی بررسی می‌کنیم متوجه می‌شویم که خوب خوابیده‌ایم، غذا هم خوب خورده ایم، اکسیژن هم وجود داشته، پس چرا احساس خستگی به وجود آمده است؟

در واقع هرگاه از مغز خود، کار جدیدی بخواهیم فعالیت آن چند برابر می‌شود و این فعالیت نیاز به اکسیژن، انرژی و ریکاوری بیشتری خواهد داشت.

حتما بخوانید:  طریقه از بین بردن حس خجالت با اجرای ۳ راهکار بی‌نظیر

اما این میزان درخواست را بدن ما نمی‌تواند تامین کند بنابراین مغز به کل بدن اعلام خستگی می‌کند.

حال ممکن است کار جدیدی که از مغز خواسته‌اید تحت کنترل خودتان نباشد بنابراین پیدا کردن دلیل آن بسیار سخت خواهد بود.

در اکثر مواقع وقتی اکسیژن و انرژی کافی تامین نشود مغز ما آن فرآیند را تبدیل به یک لذت خواهد کرد. وقتی ما لذت می‌بریم مغز برای فعالیت، انرژی کمتری نیاز دارد به همین دلیل همه ما به طرز عجیبی با محیط اطرافمان تطبیق‌پذیر هستیم.

بنابراین بعد از مدتی احساس می‌کنیم که تمایل بیشتری به آهنگ‌های حاوی شکست عاطفی داریم یا حتی بیشتر به دنبال اخبار بد می‌رویم. تغییر لحجه و هرچیز دیگری که فکرش را می‌کنید هم به خاطر همین کار مغز اتفاق می‌افتد.

قسمت بد ( یا خوب ) ماجرا اینجاست که اگر فرایندی برای مغز تبدیل به لذت شد بدون آن‌که خودتان متوجه شوید ادامه زندگی‌تان را بر اساس آن می‌چیند و تغییر دادن آن بسیار دشوار خواهد بود.

با این تفاسیر بهتر است قبل از آن‌که ورودی‌های نامناسب ذهن برای مغز تبدیل به لذت شوند قطعا باید جلوی آن‌ها را بگیریم.

 

ورودی‌های ذهن چند نوع هستند؟

ورودی‌های ذهن دو نوع هستند: قابل کنترل و غیر قابل کنترل

ورودی‌های قابل کنترل:

برخی از ورودی‌های ذهن مثل: تماشای تلویزیون، گوش دادن به اخبار، معاشرت با افراد مختلف و… تا حد زیادی تحت کنترل خودمان هستند که با کمی جایگزینی قابل حل هستند.

ورودی‌های غیرقابل کنترل:

این ورودی‌ها که بخش زیادی از کل زندگی را تشکیل می‌دهند دیگر در اختیار ما نیستند. مثلا از کودکی ما را در معرض هر رفتاری قرار داده باشند امروز در بزرگسالی آن را در وجود خود خواهیم داشت.

یا حتی گاهی همان ورودی‌های قابل کنترل را هم نمی‌توان کنترل کرد.

مثلا:

در تاکسی ممکن است اخبار گوش کنیم. یا مجبور به معاشرت با افرادی باشیم که رفتارهای مورد پسند ما را ندارند و…

 

چطور ورودی‌های ذهن را کنترل کنیم؟

به قسمت زیبای مقاله رسیدیم. زیرا بعد از آن شروع به تغییر خواهیم کرد.

برای آنکه ورودی های ذهن را کنترل کنیم لازم است ابتدا آن‌ها را بشناسیم که از کدام نوع هستند و بعد برای کنترل آن‌ها یک راه حل بیابیم.

بنابراین یک کاغذ و قلم آماده کنید و عادت‌های ریز (تمایلات) روزانه خود را در آن یادداشت کنید.

حتما بخوانید:  خودکارآمدی چیست؟ +چگونه می‌توان آن را کاملا کسب کرد؟

مثلا:

تمایل دارید فیلم سینمایی ببنید. روزنامه بخوانید یا اخبار ببینید. تمایل بیشتری به معاشرت با دوست بددهن‌تان دارید. وقتی یک موسیقی پر از شکست را می‌شنوید غرق در لذت می‌شوید و هرچیز دیگری که به آن مایل هستید.

به یاد داشته باشید هرچیزی که از طریق گوش و چشم وارد مغز ما می‌شود نوعی تجربه محسوب خواهد شد و این تجربه‌ها هرکدام می توانند ورودی ذهنی ما باشند.

آنقدر بنویسید تا دیگر چیزی به ذهنتان نرسد. هیچ چیز را فیلتر نکنید زیرا برخی از تمایلات آنقدر بدیهی هستند که به وجودشان آگاه نیستیم. بنابراین همه موارد را بدون هیچ استثنایی بنویسید.

بعد از آن با توجه به کنترل پذیری یا غیرقابل کنترل بودنشان آ‌نها را به دو قسمت تقسیم کنید. برای این‌کار می‌توانید یک کاغذ دیگر برداشته و آن را دو بخش کنید.

یا اینکه کنار کنترل پذیرها دایره بکشید و کنار غیرقابل کنترل‌ها تیک بزنید.

دقت داشته باشید که برخی از موارد غیرقابل کنترل، می‌توانند در موارد قابل کنترل هم حضور داشته باشند. بهتر است این موارد مشترک را کمی بشکافید و آن قسمت‌های قابل کنترل آن را از غیرقابل کنترل جدا کنید. مثلا اخبار دیدن در خانه قابل کنترل است اما در تاکسی می‌تواند غیرقابل کنترل باشد. بنابراین اخبار در خانه را یک قسمت و اخبار در تاکسی را در قسمت دیگر بنویسید.

 

کنترل ورودی‌های ذهنی قابل کنترل:

برای آنکه این کار به بهترین شیوه ممکن انجام شود کمی تغییر در انتظارات خود ایجاد کنید.

مثلا:

اگر از مواردی در زندگی لذت می برید که ورودی‌های ذهنی نامناسبی برای شما هستند تغییرشان زمان‌بر است. زیرا باید از یک کارِ جایگزین لذت ببرید که انرژی زیادی را از شما خواهد گرفت. بنابراین تغییرات یک شبه و یک‌دفه‌ای شما از ادامه کار منصرف خواهد کرد.

بهترین اقدام برای کنترل ورودی‌های ذهنی قدم بسیار کوچک است.

مثلا:

کتاب یکی از بهترین ورودی‌های ذهنی است که زندگی‌تان را دگرگون می کند. البته انتخاب یک کتاب مناسب هم مهارت خود را می‌خواهد که درباره آن مقاله‌ای خواهم نوشت.

بنابراین همین حالا یک پاراگراف از یک کتاب را بخوانید. احتمالا ذهن شما شروع به مقاومت خواهد کرد.

مثلا:

می‌گوید من اهل کتاب نیستم. یا می‌گوید الان کتاب خوبی کنارم نیست یا اصلا کتابی در اختیار ندارم. بهانه‌ها را کناربزنید و یک ایبوک رایگان را از اینترنت دانلود کرده و بخوانید.
حتما بخوانید:  ۴ راهکار برای تقویت عزت نفس ( راه چهارم را حتما انجام دهید )

فراموش نکنید که ما با این اقدام، کار جدیدی از مغز می‌خواهیم و این موضوع مستلزم یک انرژی زیاد است.

بنابراین ممکن است خسته شوید اما حتی در خستگی باز هم به گام‌های کوچک خود ادامه دهید.

زمانی که کمی تمایل بیشتری به کتاب پیدا کردید یک قدم کوچک دیگر در زمینه ای متفاوت بردارید و بعد از مدتی خواهید دید گاهی دوست دارید مثلا:

به جای اخبار در آن لحظه چند خط کتاب بخوانید. بدون هیچ بررسی و تحلیل این خواسته مغز را اجرا کنید. این یک نشانه از تغییرات کوچک در مغز شماست.

قطعا اگر این روند را تا ۶۰ روز یا بیشتر ادامه دهید با آمادگی بیشتری می‌توانید ورودی‌های قابل کنترل را کنترل کنید. مثلا بعد از مدتی می توانید با اقتدار بگویید که اخبار نمی‌بینم.

 

کنترل ورودی‌های ذهنی غیرقابل کنترل:

احتمالا می گویید ورودی‌های قابل کنترل که قابل کنترل هستند. با این غیرقابل کنترل‌ها چه کار کنیم.

اتفاقی که برای خود من در گذشته افتاد کاملا جالب بود. بعد از مدتی که ورودی‌های قابل کنترل را تغییر دادم و جایگزین های بهتری برای آن‌ها پیدا کردم، به صورت خودکار معاشرت بیشتری هم با افراد مناسب‌تر پیدا کردم و خود به خود کمتر در معرض ورودی‌هایی قرار می‌گیرم که نامناسب هستند.

همانطور که از نام این ورودی‌های ذهنی مشخص است غیرقابل کنترل هستند.

بنابراین نمی‌توان آن‌ها را به طور مستقیم کنترل کرد اما قطعا با کنترل ورودی‌های قابل کنترل اتفاق بزرگی برای همه ورودی‌های ذهنی خواهد افتاد.

به طوری‌که می‌بینیم کاملا خودکار افراد و یا شرایطی سر راهمان قرار می‌گیرند که سرشار از ورودی خوب و مناسب هستند.

این موضوع برای من کاملا یک تجربه است و وقتی افراد مثبت دیگر را نیز بررسی کردم متوجه شدم که دانسته یا ندانسته همین راهکار را پیاده کرده‌اند.

همانگونه که به چندین نفر این راهکار را توصیه کردم و با استمرارشان توانستند ورودی‌های ذهن خود را کنترل کنند به شما نیز توصیه می‌کنم در انجام روش‌های این مقاله استمرار به خرج دهید زیرا چیزی که بدست خواهید آورد بسیار ارزشمند است.

نمایش بیشتر

مهدی فرخیان

شکست، موفقیتی است که خود را پشت پستی و بلندی زندگی پنهان کرده تا برایش آماده شویم. هرگاه شاگرد آماده باشد استاد خودش می‌آید. ۷ سال زمان لازم بود تا معنی این جمله را درک کنم و سعی دارم این تجربه را با دیگران به اشتراک بگذارم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن