بهبود و توسعه فردیمقالاتمهارت های زندگی

با این همه مشغله چگونه مدیتیشن ( مراقبه ) کنیم؟

چگونه مدیتیشن کنیم وقتی وقت و تمرکز کافی نداریم؟

 

با خودم گفتم:

“ آخه این چه کاریه! کجای دنیا دیدی یکی بشینه چشماشو ببنده، تازه همه جا باید ساکت هم باشه بعد همه چیز درست بشه. واقعا امکان داره که توی این دوره زمونه که همه درحال تلاش بیش از حد هستیم مثل فیلم‌های بودایی با مدیتیشن کارهامون درست بشه؟”

این یکی از هزاران گفتگوی درونی بود که هنگام مدیتیشن با خودم انجام می دادم و مربوط به ۴ یا ۵ سال گذشته هست.

من که تازه با اصطلاح مدیتیشن آشنا شده بودم، انجام این کار را یک راه می‌دانستم و با خودم فکر می‌کردم که وقت تمام شدنِ سختی‌های زندگی رسیده.

طبیعاتا اشتباه می کردم چون سختی‌های زندگی باید همیشه وجود داشته باشند و زندگی براساس همین سختی‌ها در جریان است.

اما در آن زمان که من به این موضوع واقف نبودم از مدیتیشن انتظار معجزه داشتم و می‌خواستم ره صدساله را یک شبه برم.

جالب اینجاست که این کار دریچه امید من به سمت موفقیت بود اما هربار که می‌خواستم آن را شروع کنم گفتگوی درونی ابتدای مقاله به سراغم می‌آمد و نمی‌گذاشت احساس خوبی به انجام دادنش داشته باشم.

البته بعدها فهمیدم حال و روز اکثر کسانی که تازه می‌خواهند شروع کنند همین است.

حالا بعد از گذشت سالها و تمرین و تکرار و آزمون و خطا، با تسلط کافی می‌توانم یک مدیتیشن یا مراقبه لذت بخش را در هر شرایطی تجربه کنم و از انجام آن نتایج خوبی هم بگیرم.

در این مقاله به چند سوال مشترک پاسخ می‌دهم و تجربه خودم را با شما در میان خواهم گذاشت.

آیا مدیتیشن اصلا کاربردی هم دارد؟

این سوال یکی از ناامیدکننده‌ترین سوالاتی است که در ابتدای کار می‌تواند ما را متوقف کند، به طوریکه دیگر هیچگاه هوس مدیتیشن به سرمان نزند.

در فضای مجازی و سطح اینترنت هم آنقدر مطلب در این باره وجود دارد که شاید خود افرادی که مدیتیشن را کشف کردند هم چیزی در مورد آن ندانند.

طبیعاتا هرکاری آداب مخصوص به خود را دارد اما این موضوع دلیل بر آن نمی‌شود که در صورت نداشتن شرایط مناسب بخواهیم به سختی آن را فراهم کنیم.

مثلا:

یکی از مواردی که در انجام مدیتیشن توصیه می‌شود ایجاد یک فضای آرام و بدون سروصداست. خب حالا تکلیف یک خانم با دو بچه شلوغ و پرسر و صدا و یک خانه کوچک چیست؟ یا آقایی که تا بعد از ظهر سرکار است و خانواده از او انتظار دارند که با آن‌ها وقت بگذراند؟

از این مثال‌ها بسیار زیاد است اما فکر می‌کنم خودتان می دانید که درباره چه چیزی حرف می زنم.

ما در دنیای مدرن و ماشینی زندگی می کنیم و نمی‌توانیم یک دفعه همانند بودایی‌های درون معبد یک پارچه به دور خود پیچیده و ساعت‌ها یک‌جا بدون حرکت بنشینیم.

البته بعد از مدتی انجام مدیتیشن به روشی که می‌گویم خود به خود شرایط برای مراقبه عمیق‌تر هم فراهم می‌شود.

بنابراین اگر مشغله زیاد دارید و یا شرایط اجازه نمی دهد از انجام مدیتیشن دوری نکنید.

برخی فکر می‌کنند که اگر آداب خاص آن رعایت نشود پس اثرگذار هم نیست در صورتی انجام مراقبه مثل وزنه زدن در باشگاه که باعث دم کردن عظلات می‌شود اثر واضح و قابل دیدن ندارد و به تدریج اثرات خود را در زندگی به شما نشان خواهد داد.

به عنوان مثال:

کسی که فورا از کوره در می‌رود و بعد پشیمان می‌شود قطعا در زندگی فرصت‌هایی را از دست داده که باعث حسرت او هستند.

کسی که در تربیت فرزند خود دچار اشتباه شده و حالا هرراهی را امتحان می‌کند جواب نمی دهد قطعا متحمل هزینه‌ها سنگین روحی خواهد شد.

کسی که خودش را به اندازه کافی دوست ندارد و همین موضوع باعث زورگویی دیگران بر او شده، لذت‌های زندگی را فراموش کرده است.

و هزاران مساله که در زندگی درگیر آن هستیم و شاید سالهای بسیار زیادی در تلاش برای حل آن ناکام مانده‌ایم با مدیتیشن به خوبی قابل حل هستند.

کاربرد اساسی مدیتیشین در نشان دادن خود واقعی‌مان به خودمان است. همان کسی که فراموش کرده‌ایم باشیم.

اما نباید انتظار زیاد هم داشته باشیم. زیرا وقتی گفته می شود مدیتیشن مشکلات اساسی ما را حل می‌کند خواه ناخواه انتظار معجزه داریم و بدتر از آن می‌خواهیم فورا نتیجه بگیریم.

بنابراین بعد از چندبار انجام دادن آن و نگرفتن نتیجه برای همیشه با او خداحافظی می کنیم.

پس صبور باشید و اجازه دهید تا اقداماتتان در زمینه مراقبه اثرات خود را بگذارند. بعدها می‌فهمید که این صبر و ایمان ارزشش را دارد.

 

مدیتیشن مناسب من چیست؟

احتمالا می دانید که تنوع در انجام مدیتیشن چقدر زیاد است و نمی‌توان در یک مقاله درباره همه آن‌ها توضیح داد.

راستش را بخواهید نیازی هم نیست که درباره همه آن‌ها بدانیم و برای گرفتن یک نتیجه خوب همین‌که اقدام کنیم کافیست.

بنابراین بهتر است برای شروع به این چند نکته توجه کنید:

برای شروع یک مراقبه خوب ۲ دقیقه زمان هم کافیست.

حتما نیازی به یک محیط ساکت و آرام نیست.

حتما نیازی نیست که مقدماتی برای انجام این کار انجام شود.

مراقبه در هر مکانی قابل انجام است.

فکر می‌کنم تا همینجا تعداد زیادی از مسائل حل شده باشد اما از آنجا که ذهن ما تلاش می کند به دنبال موارد دیگری هم برود بگذارید کمی بیشتر توضیح دهم.

عوامل حواسپرتی مثل شبکه‌های اجتماعی و یا سریال‌های تلویزیونی بسیار زیاد هستند و با وجود این‌همه عامل حق داریم که در رابطه با مراقبه دچار فراموشی شویم.

برخی از ما هم آنقدر خسته از سرکار می‌آییم که فقط برای خوردن چند لقمه غذا و خواب انرژی داریم.

مهمانی، مسافرت، زلزله، سیل، آتش‌سوزی و هزاران اتفاق دیگر وجود دارند که می توانند ما را انجام مدیتیشن منصرف کنند.

البته این خط آخر مزاح بود اما لازم است بدانید که حتی در آن شرایط سخت هم می توان به مدیتیشن پرداخت زیرا واقعا ارزشش را دارد و پی بردن به مقدار ارزش آن زمان می‌برد.

در مواردی هم دیده شده که کمبود حوصله بیشتر از بلایای طبیعی ما را از انجام مدیتیشن منصرف کرده‌اند پس شاید لازم باشد که بیشتر مراقب حوصله‌مان باشیم.
با این تفاسیر واقعا مراقبه مناسب من کدام است؟ یا به عبارتی دیگر ….

از کجا شروع کنیم؟

اوشو معتقد است:

همین که ما کارهای روزمره زندگی را انجام دهیم در حال مراقبه هستیم اما به خاطر اینکه از ماهیت آن غافل می‌شویم از حالت مراقبه‌ای هم اتفاق نمی‌افتد.

به عنوان مثال:

تا به حال به اتفاقاتی که بعد از خوردن چای می‌افتد توجه کرده‌اید؟ ( البته آن افرادی که چای نمی‌خورند درباره نوشیدنی مورد علاقه‌شان که همیشه می‌خورند فکر کنند)

ما ایرانی‌ها معمولا چای را اول صبح، در حین کار، در مجالس و مهمانی‌ها و هروقت که هوس کنیم می خوریم اما این کار را صرفا به شکل عادت‌وار انجام داده و چون بدن ما آن را طلب می‌کند دیگر توجهی به روند آن نداریم.

در صورتی که اوشو همین چای خوردن را از لحظه‌ای که آب را برای جوش آمدن آماده می کنیم تا لحظه‌ای که نوش جان می‌کنیم نوعی مراقبه فوق‌العاده معرفی می‌کند.

توجه به صدای ریخته شدن آب در ظرف ( کتری، سماور و…) و جوش آمدن آن، توجه به رنگ دادن تی بگ ( کیسه چای ) در آب جوش و یا عطر چای خشک زمانی که آن را در قوری می‌ریزیم.

انتظار برای دم کشیدن و یا متعادل شدن دمای آن برای خوردن همگی از مراقبه‌هایی هستند که در طول روز شاید چندین بار آن را انجام دهیم.

جالب است که، تماشای یک برنامه تلویزیونی، خوردن غذا، گپ زدن با یک دوست، گریه و خنده، سوپرایز و غافلگیر شدن، دورهمی و انجام چند کار به ظاهر مسخره و تک تک لحظات زندگی نوعی مراقبه معرفی می‌شوند که فقط توجه کردن به روند آن‌ها روحیه ما را سیقل می‌دهند.

زیرا بعد از پایان هر کدام از لحظاتی که اتفاق افتاده، در اوج آگاهی لذت برده‌ایم و یا به خودمان اجازه ابراز وجود داده‌ایم.

درک این‌که زندگی پستی و بلندی دارد و همه ما باید آن را طی کنیم در لحظاتی که در پست‌ترین یا بالاترین شرایط هستیم کار بسیار دشواریست.

واقعیت این است که نمی‌خواهیم بپذیریم که این شرایط تمام می‌شود و باید آماده تغییر باشیم.

اما اگر در هر شرایطی به این موضوع واقف باشیم زندگی در اوج سختی بسیار لذت‌بخش خواهد بود و مهم‌تر این‌که در زمان این لذت در اوج آگاهی هستیم و بعدا حسرت نمی‌خوریم. یکی از مهم‌ترین نتایج مراقبه همین است.

بنابراین برای شروع به دنبال فرصت مناسب نباشید و از همین حالا شروع کنید.

مشغول به هر کاری که هستید فقط به روند آن توجه کنید. کم‌کم بعد از مدتی با ذهن تحلیل‌گر خود مواجه می‌شوید که به دنبال ریشه هر موضوع یا اتفاقی می‌گردد و با ادامه دادن آن به خوبی می توانید آن را ریشه‌یابی کنید.

میوه و حاصل نهایی این کار کنترل بر خودتان است که باعث می‌شود در بروز احساساتتان آگاه‌تر باشید و تصمیمات به مراتب کاربردی‌تر در زندگی بگیرید.

بعد از همه این موارد آماده هستید تا یک جا نشسته و با آرامش درونی که کسب کردید به افکاری که از ذهنتان می‌گذرند توجه بیشتری نشان داده و آن ها را به جایی که تعلق دارند بفرستید.

در صورت داشتن هرگونه سوال در این‌باره حتما در قسمت کامنت‌های همین مقاله با من در ارتباط باشید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن