مقالاتمهارت مدیریت تیم

با این نکات مهارت مدیریت تیم را در خود بهینه کنید

مهارت مدیریت تیم امروزه یک نیاز اساسی است. مخصوصا در ایران که ممکن است مدیران چالش‌های متفاوتی را نسبت به دیگر کشور‌ها تجربه کنند. مهارت مدیریت از آن دسته مهارت‌هایی است که نه‌تنها مدیران، بلکه همه مردم به آن نیاز دارند زیرا اگر هرکس بداند که یک مدیر موفق چه رفتاری دارد و برخوردش با زندگی و محیط اطرافش چگونه است می تواند تغییر اساسی در روند پیشرفت خود ایجاد کند.

در این مقاله قصد داریم نگاه کلی به رفتارهای یک مدیر در سازمان بیاندازیم و ببینیم مهارت‌های مدیریتی لازم جهت موفقیت از چه فاکتورهایی می گذرند. اگر کسب‌وکار نوپا دارید یا به هر صورتی تلاش برای تشکیل تیم کاری کرده‌اید، این مقاله می‌تواند دید کلی از چالش‌ها، انتخاب‌ها و رفتارهای یک مدیر موفق را به شما بدهد.

 

قدم صفر مهارت مدیریت:

اگر به دنبال مهارت مدیریت باشید احتمالا نامی از مهارت‌های رهبری هم شنیده‌اید. مدیریت و رهبری بسیار به یکدیگر نزدیک هستند اما تفاوت عمده‌ای با یکدیگر دارند. برای درک این تفاوت به جمله زیر دقت کنید:

یک رهبر خوب می‌تواند مدیر خوبی هم باشد اما یک مدیر خوب صرفا همیشه رهبر خوبی نیست.

آقای وارِن جی بنیس درباره مدیریت و رهبری چنین می‌گوید:

رهبران کار درست را انجام می‌دهند در حالی که مدیران کار را درست انجام می‌دهند.

قبلا در مقاله رهبری چیست به این موضوع اشاره کرده‌ایم بنابراین اگر علاقه‌مند هستید که تفاوت‌های مدیر و رهبر را درک کنید این مقاله را بخوانید.

بنابراین قبل از اینکه گامی به سوی یادگیری مهارت‌های مدیریت بردارید بهتر است تفاوت‌های یک مدیر را با یک رهبر بدانید و سعی کنید تبدیل به یک رهبر خوب شوید تا مدیریت موفقی را تجربه کنید. این مقاله به صورت متمرکز و کلی به کارهایی که یک مدیر بهتر است انجام دهد تا موفق شود می‌پردازد.

 

هنر ایجاد انگیزه در تیم:

هنر ایجاد انگیزه در تیم، از مهارت‌های مدیریت تیم است که یادگیری و درک آن ضرورت بالایی دارد اما اینکه به عنوان اولین مهارت، آن را معرفی کردیم دلیل بر بالاتر بودن اهمیت آن نسبت به دیگر مهارت‌های مدیریت تیم نیست.

در سال ۱۹۶۰ آقای داگلاس مک گریگور (Douglas McGregor) کتابی تحت عنوان جنبه‌های انسانی در سازمان منتشر کرد و در آن نظریه X و Y را به صورت عملی نشان داد.این نظریه درباره احساس انسان نسبت به کار است. اگر ابتدای یک خط ، X (بی انگیزگی برای کار) و انتهای آن Y (اوج انگیزه برای انجام کار) باشد رفتار انسان‌ها در سازمان در این طیف قرار می‌گیرد. برای این‌که بتوانید مهارت ایجاد انگیزه را به عنوان مدیر سازمان در خود ایجاد کنید بهتر است این نظریه را کاملا درک کنید تا بدانید به هر شخص در سازمان‌تان چگونه انگیزه بدهید زیرا انسان‌ها متفاوت هستند و هرکدام به شیوه‌های متفاوتی انگیزه می‌گیرند.

 

 

البته اگر علاقه‌مند هستید تا این مهارت مدیریت تیم را به خوبی فرا بگیرید بهتر است نظریه‌هایی نظیر انگیزش هرتزبرگ، انگیزش مک کللند و ۳ فاکتور سیروتا را درک کنید. به زودی مقاله‌هایی در رابطه با تشریح این نظریات منتشر خواهم کرد.

 

هنر تقسیم کار:

مدل ذهنی افرادی که در تیم شما حضور دارند قطعا متفاوت است. به عنوان مثال اگر فرصت آموزشی برای بهبود مهارت‌های فردی خود در اختیار همه افراد تیم قرار دهید عکس‌العمل آن‌ها کاملا متفاوت است. برخی از افراد تیم، این آموزش‌ها را به چشم بهترین فرصت برای رشد خود می‌بینند و برخی هم کاملا شاکی و ناراضی از وضع موجود این آموزش‌ها را شرکت نمی‌کنند (مثلا می‌گویند به جای این‌کارها حقوق‌مان را افزایش دهید). برخی هم در حالت نسبتا خنثی قرار دارند و فرقی به حالشان نمی‌کند که این نوع آموزش‌ها وجود داشته باشند یا خیر (فقط می‌آیند و می‌روند).

در این رابطه این مقاله را بخوانید:  ۶ اهرم زمان شگفت انگیز که شما را ثروتمند خواهد کرد

مهارت مدیریت تیم، در شما باید به قدری باشد که رفتارهای متفاوت در افراد تیم را به خوبی شناسایی کنید و طبق آن، مسئولیت های مختلف را بین افراد تقسیم کنید. اگر از عهده این کار به خوبی برآمدید قطعا مدیریت و رشد طولانی مدتی را تجربه خواهید کرد. شما باید به تک تک افرادتان در هر جایگاه و شرایطی و با هر نوع مدل ذهنی کمک کنید تا رشد کنند و این کار علاقه آن‌ها به همکاری طولانی مدت با شما را افزایش می‌دهد.
برای این کار بهترین پیشنهاد، ارسال و دریافت منظم گزارش کار است که کمک می‌کند نقاط ‌ضعف و قوت افرادتان را بهتر شناسایی کرده و در صورت لزوم تغییراتی را در جهت رشد و پرورش آنها ایجاد کنید.

 

هنر برقراری ارتباط ( با اعضای تیم و افراد خارج از تیم):

در کل برقراری ارتباط را می‌توان در دسته هنر قرار داد. کسی که این مهارت را در خود پرورش داده باشد قطعا فرد موفقی خواهد بود. شما هم برای رشد سازمان و تک تک جنبه‌های زندگی‌تان به این مهارت نیاز دارید. اگر بخواهیم برقراری ارتباط را از جمله مهارت‌های مدیریت تیم بدانیم بهتر است آن را به دو دسته تقسیم کنیم:

برقراری ارتباط با اعضای تیم و افراد خارج از تیم

 

برقراری ارتباط با اعضای تیم:

در کار تیمی بهترین راه برای برقراری ارتباط، جلسه است. در جلسات، مسائل مشترک، فعالان تیم و خصوصیات بارز شخصیتی افراد را می‌توان شناسایی کرد و از این طریق بیشتر به آن‌ها نزدیک شد. اما چالشی که معمولا مدیران سازمان‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند برگزاری جلسات منظم است.

وقتی جلسات همیشه در یک مکان و در زمان مشخص برگزار می‌شوند از نظر تئوری بازخورد بهتری دارد اما در عمل، افراد بیشتر از آن‌که از جلسه برای رشد و ترقی استفاده کنند آن را یک کار مسخره و خسته‌کننده می‌دانند. بنابریان بهتر است شما این مهارت مدیریت تیمی را در خود افزایش داده و کمی در جلسات خود خلاقیت به خرج دهید. مثلا جلساتی ناگهانی و بدون خبر قبلی برگزار کنید و اجازه دهید در آن جلسه افرادتان موضوعی را مطرح کنند که از آن لذت می‌برند و سپس شما هم با اشتیاق در آن بحث شرکت کنید.

از طرفی در برخی جلسات باید انتظار طوفان فکری را داشته باشید. یا حتی خودتان جلسه‌ای برگزار کنید که هدفش ایجاد طوفان فکری باشد. اما نقش شما به عنوان یک مدیر درچنین جلساتی بسیار حیاتی است. وقتی طوفان فکری آغاز شود مطالب بسیار مفیدی که بیان شده بر اساس نیاز آن لحظه سازمان، فیلتر و فقط بخشی از آن استفاده می‌شود. بنابراین حضور شما در این جلسه صرفا برای کاربردی کردن مطالب بیان شده توسط افراد تیم است و اگر از عهده این کار به خوبی برآیید قطعا ارتباط خوبی همراه با همسویی افرادتان را تجربه خواهید کرد.

در این رابطه این مقاله را بخوانید:  ۴ نمونه از ویژگی های شخصیتی که قطعا مانع موفقیت شما خواهد شد. ( + راه حل )

سوال: خصوصیت بارز مدیران موفق در برقراری ارتباط چیست؟
پاسخ: گوش دادن فعال.

اگر کمی در رابطه با برقرای ارتباط مطالعه کرده باشید قطعا این نام برای شما آشناست. تصور کنید شما یکی از افراد سازمان هستید و برای ارائه مطلب مفیدی به دفتر مدیر سازمان مراجعه می‌کنید. در حین ارائه مطلب احساس می کنید مدیر فقط به چشمان شما زل زده و سر تکان می‌دهد. وقتی حرفتان تمام شد مدیر تازه به خودش می‌آید و شما احساس می‌کنید او فقط تظاهر به گوش دادن می‌کرده و چیزی از حرف‌های شما را متوجه نشده است. چه حسی به شما دست می‌دهد؟

حال با توجه به این مثال انتخاب با خودتان است که فعالانه گوش کنید یا فقط تظاهر به گوش دادن کنید. اگر می خواهید فعالانه گوش دادن را یاد بگیرید فقط کافیست ۶ دنگ حواستان به صحبت‌های افرادتان باشد.

 

برقرای ارتباط با افراد خارج از تیم:

افراد خارج از تیم شما هم اغلب بر سازمان تاثیرات متفاوتی می گذارند. اگر شما یکی از مدیران سازمان هستید، ارتباط با دیگر مدیران و همچنین رئیس‌تان می تواند تاثیرگذارترین ارتباط شما باشد زیرا این ارتباط مستقیما بر روی تیم‌تان اثر می‌گذارد. شما به عنوان یکی از مدیران سازمان بهتر است تفکر سیستمی داشته باشید تا بتوانید فشار‌های جانبی که ممکن است به تیم‌تان وارد شود را کنترل کنید و از طرفی قبل از اینکه رئیس‌تان درخواستی از شما داشته باشد آن را برآورده کرده باشید. به همین ترتیب باعث رشد کل سازمان خواهید شد.

همچنین شما به عنوان یک مدیر وظیفه دارید این موضوع را به افراد تیمتان هم آموزش دهید تا تعاملات تیم‌تان با دیگر گرو‌ه‌های سازمان مفید و موثر واقع شود.

برای ارتباط مفید با کسانی همچون رئیس سازمان می توانید از آن‌ها درخواست کمک کنید. از این‌که او تصور کند مدیر لایقی نیستید نترسید زیرا همین‌که درخواست کمک می‌کنید، در حال نشان دادن لیاقت خود برای مدیریت هستید.

اگر خودتان مدیر تیم خودتان هستید و رئیسی ندارید هم توصیه‌های بالا به کار می‌آیند اما در قالب‌های دیگر. مثلا تعامل شما با سازمان دیگری جهت همکاری در دسته ارتباطات خارج از تیم قرار می‌گیرد و باید همه تلاش خود را بکنید تا موثر واقع شود.

 

هنر ایجاد نظم:

به جرات می توان گفت که یکی از دغدغه‌های اصلی هر مدیر ایجاد نظم در تیم است و این سوال همیشه مطرح می‌شود که در صورت بروز بی‌نظمی کدام عکس‌العمل توسط یک مدیر، مناسب‌تر و کاربردی است. موضوع ایجاد نظم برای یک مدیر به خاطر جایگاهش، بسیار گسترده است و همین عاملی برای برخورد نادرست مدیران در ازای بی‌نظمی خواهد شد.

گاهی می‌توان فردی را در سازمان بابت تاخیرش تنبیه کرد. همچنین شناسایی تخلف و سرپیچی از قوانین، کار سختی نیست. اما اینکه چه موقع مدیر باید دست به کار شود و چه عکس‌العملی نشان دهد سوال است.

در این رابطه این مقاله را بخوانید:  مینتزبرگ درباره نقش های شما در مدیریت سازمان چه می‌گوید؟

در رابطه با شخص خاطی، به سوالات زیر پاسخ دهید و اگر پاسخ‌تان مثبت بود بهترین اقدام، صحبت خصوصی با او و گرفتن بهترین نتیجه است. در ضمن هر بار که با بی انضباطی افرادتان مواجه می‌شوید لازم نیست وارد عمل شده و او را تنبیه کنید. گاهی ممکن است خود شخص متوجه اشتباهش بشود و آن را اصلاح کند. با تحقیق در تیم همه جوانب را در نظر گرفته و موقعیت‌های مختلف و مشابه را در تیم شناسایی کنید تا بهترین عکس‌العمل را در ازای بی‌انضباطی نشان دهید.

  1. آیا این بی انضباطی بر کاهش کیفیت و بازدهی فرد تاثیر دارد؟
  2. آیا این مسئله بر دیگر افراد تیم تاثیر منفی دارد؟
  3.  آیا فرد به بی‌انضباطی دیدگاه سواستفاده‌گرانه دارد؟
  4.  آیا فرد برای انجام کارش انگیزه ندارد؟

مسائل انضباطی را جدی بگیرید زیرا اگر برای حل آن اقدامی نکنید در سازمان همانند ویروس رشد می‌کنند و دیگر نمی‌توان جلوی آن‌ها را گرفت.

 

تله‌شناسی مدیران:

در مسیر رشد و پیشرفت همیشه تله‌هایی وجود دارند که سرعت ما را کم می‌کنند. این موضوع برای مدیران مختلف هم صادق است. در این قسمت به معرفی چند تله که ممکن است بر سر راه شما قرار بگیرند اشاره می‌کنیم و امید بر این است که باعث کندی حرکت شما نشوند.

سواستفاده از موقعیت و جایگاه

اجتناب از مشورت منظم با رئیس‌

اجتناب از صحبت با مشتری

شرمنده کردن رئیس

فرار از به‌روزرسانی دانش قبلی

تکیه بر یک نوع تخصص

مراجعه ‌های بی‌مورد به رئیس

در نظر نگرفتن نیاز‌های افراد تیم

پر کردن همه وقت شبانه روز و دوری از خانواده

و…

 

هنگامی که شما از یک کارگر به یک مدیر خط بروید، باید یک مجموعه جدید مهارت ها را توسعه دهید و از ابزار و تکنیک های جدید استفاده کنید. این به شما کمک می کند تا فعالیت های مدیریت کل سازماندهی، انگیزه، توسعه و ارتباط با تیم خود را داشته باشید.

بالاتر از همه، یاد بگیرید چگونه به طور موثر به نمایندگی. با این حال، همچنین یاد می گیرید که چگونه مردم را انگیزه دهید، اعضای تیم را توسعه دهید، به طور موثر با افراد داخل و خارج از تیم خود ارتباط برقرار کنید و به طور موثر مدیریت انضباط دهید.

و اطمینان حاصل کنید که از اشتباهاتی که بسیاری از مدیران جدید ایجاد می کنند اجتناب کنید

 

هنگامی که شما از یک کارمند عادی به یک مدیر تبدیل شوید، باید یک مجموعه جدید از مهارت‌های مختلف را در خود پرورش دهید و آماده باشید تا از ابزارها و تکنیک‌های جدیدی استفاده کنید. این به شما کمک می کند تا مهارت‌ های مدیریت تیم از قبیل: ایجاد انگیزه، رشد افراد تیم و انواع ارتباط را به خوبی استفاده کنید. همچنین یاد بگیرید چگونه تقسیم کار کرده و نظم را در تیم خود به وجود بیاورید

مواظب باشید در تله‌هایی که بسیاری از مدیران دچار آن می‌شوند گیر نکنید.

به این مقاله امتیاز دهید

میانگین امتیاز

این مقاله چقدر برای شما مفید بود؟

امتیاز کاربران: ۵ ( ۲ رای)

مهدی فرخیان

شکست، موفقیتی است که خود را پشت پستی و بلندی زندگی پنهان کرده تا برایش آماده شویم. هرگاه شاگرد آماده باشد استاد خودش می‌آید. ۷ سال زمان لازم بود تا معنی این جمله را درک کنم و سعی دارم این تجربه را با دیگران به اشتراک بگذارم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

بستن