مقالاتمهارت مدیریت تیم

مینتزبرگ درباره نقش های شما در مدیریت سازمان چه می‌گوید؟

از زبان دوستی شنیدم:

در گذشته که مدیر تازه کاری بودم به واسطه ی یکی از آشنایان با جمعی از مدیران موفق در شرکت سامسونگ آشنا شدم. من به عنوان یک مهمان در کنار آن‌ها حضور داشتم و آن روز در پوست خودم نمی‌گنجیدم. کنجکاوانه پای صحبت‌های آن‌ها نشسته بودم و با تمام وجود سعی می کردم چیزهایی از آن‌ها یاد بگیرم. بیش از همه علاقه‌مند بودم که ببینم الگوی ذهنی آن‌ها چگونه است تا فورا نکات مثبتش را در خودم پیاده‌سازی کنم. بحث‌های مفید زیادی مطرح شد که تقریبا همگی برای من جدید بودند اما در بین حرف‌هایشان بیشترین موضوعی که جلب توجه می‌کرد نقش های مدیریتی در سازمان بود.

من از آن دورهمی یاد گرفتم که هر انسان در روز بارها نقش عوض می‌کند… شاید بالای ۱۰۰ بار. در این بین کسی موفق‌تر است که بتواند هر نقش را بهتر بازی کند. البته این موضوع را می‌دانستم اما تا به حال به این صورت به آن نگاه نکرده بودم

دوست من با هیجان ادامه داد:

یک پدر را در نظر بگیر. در طول روز باید در نقش یک هدایتگر، یک پشتیبان، یک انگیزه‌دهنده، یک حل کننده مسائل و خیلی نقش‌های دیگر حضور پیدا کند و از پس همه آن‌ها هم برآید. حالا خودت ببین یک مادر چه نقش‌هایی را در طول روز ایفا می‌کند. همه مردم در هر جایگاهی نقش‌هایی دارند که باید به خوبی از عهده‌شان برآیند. با این حساب، مدیر یک سازمان وظیفه سنگین‌تری را به دوش می‌کشد زیرا افراد بیشتری را مدیریت و هدایت می‌کند.

صحبت‌های دوستم را در ابتدای مقاله آوردم زیرا احساس کردم بهترین پیش‌زمینه برای مدیرانی است که تا به حال به نقش‌های خود در سازمان دقت نکرده بودند. ما در این مقاله قصد داریم به تعریف نقش های مدیران در سازمان بپردازیم و از نظریه‌های شخص قدرتمندی همچون هنری مینتزبرگ ( henry mintzberg ) استفاده خواهیم کرد.

 

هنری مینتزبرگ:

به جرات می‌توان گفت مینتزبرگ یکی از بهترین مراجع سازمان‌های موفق در دنیا است و نظریه های معروف و معتبر او انقلابی در رشد مدیریت سازمانی ایجاد کرده که ۱۰ نقش مدیریتی در سازمان و استراتژی ۵پی  دو نمونه از این نظریه‌ها هستند.

برخی از کتاب‌ های مینتزبرگ در دانشگاه‌ها و سازمان‌ها تدریس می‌شوند که از بین آن‌ها می‌توان به ظهور و سقوط برنامه ریزی استراتژیک، manager not MBAs ( من ترجمه شده این کتاب را پیدا نکردم اگر شما آن را می‌شناسید در قسمت کامنت به ما اعلام کنید)، جنگل استراتژی، مینتزبرگ در مدیریت و … اشاره کرد. البته مینتزبرگ حدود ۱۵ کتاب تالیف کرده است که همگی آن‌ها ارزش خواندن دارند و شاید بتوان گفت مرجع برخی کتاب‌های مدیریتی هم باشند.

همچنین مقاله‌های معتبری توسط این شخص نوشته شده که تعداد آن به بیش از ۱۵۰ عدد می‌رسد و برای کسی که علاقه‌مند به مدیریت صحیح است آشنا شدن با دیدگاه چنین شخصی از طریق مقاله‌هایش الزامیست. در ادامه کمی با عقیده‌های جالب مینتزبرگ آشنا خواهیم شد. مطمئن هستم شما را به وجد خواهد آورد.

حتما بخوانید:  می‌خواهید تبدیل به یک رهبر موثر شوید؟ (این مقاله به شما کمک خواهد کرد)

 

mintzberg biography

عقیده‌های جالب مینتزبرگ:

مدیریت، علمی نیست که بتوان آن را به دانشجو آموزش داد بلکه باید به مدیرانی که چند سال تجربه مدیریت دارند آموزش داده شود تا به خاطر تجربه‌شان بتوانند به صورت عمقی آن را مورد استفاده قرار دهند.

جهان یک جای کاملا نسبی است و نمی‌توان یک محیط نسبی را به صورت دقیق و پیش‌بینی شده مدیریت کرد. اما دانشگاه‌ها سعی دارند خلاف این موضوع حرکت کرده و مدیرانی موفق پرورش دهند که امکان پذیر نیست.

مدیری که رهبری نکند بسیار ناامیدکننده خواهد بود اما رهبری که مدیریت نکند اصلا نمی‌داند در حال انجام چه کاری است بنابراین رهبری هم نکرده است. معمولا افراد فرق بین این دور را نمی‌دانند.

 

نقش های مدیریتی در سازمان:

یک مدیر در سازمان به صورت مداوم در حال تغییر نقش است و در طول روز به مسائل مختلفی برمی‌خورد که باید برای آن راه حلی پیدا کند. بنابراین شاید اساسی ترین نیاز هر مدیر داشتن اطلاعات و اخبار مختلف در زمینه فعالیتش و اساسی‌ترین مهارت هر مدیر پردازش اطلاعات و تصمیم‌گیری باشد. از دیدگاه مینتزبرک نقش های مدیریتی به ۳ دسته تقسیم می‌شوند که هر دسته وظیفه‌ای بر عهده دارد.

 

۱. ارتباطی:

نقش‌های مختلفی در این دسته وجود دارند که همه آن‌ها به نحوی در حال جمع‌آوری اطلاعات و ایده هستند. مهمترین نقش‌ها در این دسته از نگاه مینتزبزگ عبارتند از:

  • نقش نمایشی
  • نقش رهبری
  • نقش رابطه ساز

 

۲. پردازشی:

همانطور که از نام این دسته پیداست، نقش‌ های مدیریتی که مربوط به آن می‌شوند وظیفه تحلیل و بررسی اطلاعات را دارند. این دسته، ۳ نقش مدیریتی مهم را شامل می‌شود:

  • نقش ناظر
  • نقش تفکیک‌کننده
  • نقش انتقال‌دهنده

 

۳٫ اجرایی:

نقش‌های مدیریتی در این دسته مربوط به استفاده از اطلاعات هستند. بعد از جمع‌آوری اطلاعات مختلف و پردازش آن‌ها، یک مدیر باید بتواند بهترین تصمیم را گرفته و به خوبی آن را اجرا کند. نقش های مدیریتی این دسته:

  • نقش کارگشا
  • نقش کنترل اختلال
  • نقش کنترل منابع
  • نقش مذاکره کننده

 

Mintzberg's Management 10 Roles zehnology
Mintzberg’s Management 10 Roles

طریقه استفاده صحیح از نقش‌های مدیریتی:

نقش نمایشی:

شما به عنوان کسی که مدیریت تیم را بر عهده دارد باید بتوانید الگوی سازمان باشید. اگر افراد سازمان حرکت ناشایستی از شما ببینند به خودشان اجازه خواهند داد که بدتر از آن را انجام دهند و این چیزی نیست که هیچ‌کس دوست داشته باشد.

بنابراین سعی کنید به جای مخفی کردن عادت‌های نادرست خودتان، آن‌ها را کاملا اصلاح کنید تا مجبور به نمایش دادن نشوید. اگر افراد تیم، احساس کنند شما چقدر در کار جدی هستید و نمایشی بازی نمی‌کنید به خودشان اجازه نمی‌دهند کم‌کاری کنند و همه این‌ها وظیفه شما در این نقش مدیریتی است.

 

نقش رهبری:

همانطور که قبلا در قسمت عقیده‌های مینتزبرگ گفتیم، مدیری که رهبری نکند بسیار دلسرد و ناامیدکننده است. رهبری و مدیریت کاملا با یکدیگر گره خورده‌اند اما تفاوت‌های زیادی هم دارند. قبلا درباره رهبری زیاد صحبت کرده‌ایم بنابراین به جای خسته‌کردن شما در این مقاله، پیشنهاد می کنم سری مقالات مهارت رهبری را مطالعه بفرمایید.

حتما بخوانید:  تعریف نگرش چیست و چگونه می‌تواند مسیر موفقیت را برای ما بسازد؟

 

نقش رابطه ساز:

احتمالا می‌دانید که هر فرد برای به دست آوردن کمترین موفقیت‌ها نیاز به مهارت های ارتباطی دارد و شما به عنوان مدیر سازمان باید بتوانید شبکه‌ای از انسان‌ها بسازید که دایره ارتباطات شما قرار بگیرند.

مقاله‌های زیادی در رابطه با مهارت های ارتباطی نوشته‌ام که بهتر است در این رابطه آن‌ها را مطالعه کنید. روی خود برچسب درونگرا و برونگرا نزنید. برقراری ارتباط خیلی به این نوع دسته‌بندی‌ها مربوط نمی‌شود و فکر نکنید که چون شما مثلا درونگرا هستید پس نمی‌توانید رابطه‌ساز خوبی هم باشید و یا چون برونگرا هستید پس قطعا رابطه ساز خوبی هم خواهید بود. به عنوان مثال شما هرچه کمتر قضاوت کنید رابطه‌های بیشتری هم خواهید ساخت و این ربطی به درونگرایی و برونگرایی ندارد.

 

نقش ناظر:

شما در نقش ناظر احتمالا کار خود را به خوبی بلد هستید، اما شاید ندانید وظیفه اصلی شما این نقش جمع آوری اطلاعات است. برای جمع‌آوری صحیح اطلاعات نیاز دارید از قبل اطلاعات فنی خود را بالا ببرید تا از ارزشمندی آن‌ها باخبر باشید و بتوانید دقیق‌تر عمل کنید.

در رابطه با نحوه بالابردن صحیح اطلاعات در آینده مقاله‌هایی می‌نویسم اما بدانید شما به عنوان یک مدیر در نقش ناظر باید مطالعه زیادی داشته باشید ولی هرچیزی را نخوانید!!!

 

نقش تفکیک‌کننده:

تفکیک خوب و بد شاید یکی از سخت‌ترین کارهای دنیا باشد. چیزی که از دیدگاه شما خوب است دیگری بد می‌داند و برعکس. در این تشخیص اینکه کدام درست است بسیار می‌شود. زیرا نه شما درست می‌گویید نه ان شخص.

شاید تا به حال برایتان پیش آمده باشد که نتوانسته‌اید منظور خود را با پیام متنی برای کسی توضیح دهید و مجبور شده‌اید حضوری با آن فرد حرف بزنید. در این حالت شاید می‌بایست مهارت‌ های نوشتاری خود را تقویت می‌کردید تا سوتفاهم به وجود نیاید.

در مدیریت هم شما وقتی در نقش تفکیک کننده هستید به نوعی ناشر اطلاعات هم خواهید بود. زیرا اگر متوجه چیزی شوید که از دیدگا‌تان بد است افراد را انجام آن منع می‌کنید و برعکس اگر چیزی از نظر شما خوب باشد افراد را ترغیب به انجام آن خواهید کرد.

 

انتقال دهنده اطلاعات:

شما باید بتوانید انواع اطلاعات را به خوبی در اختیار دیگران بگذارید. افرادی بیرون از سازمان وجود دارند که ممکن است بر کل فرآیندهای سازمانی تاثر بگذارند و شما باید به درستی اطلاعات را با آن ها در میان بگذارید.

حتی ممکن است افرادی درون سازمان باشند که نیاز باشد اطلاعاتی را به انها انتقال دهید و شما باید به خوبی از عهده این کار برآیید زیرا این اطلاعات به همراه کمی چاشنی قضاوت در همه لایه‌های سازمانتان پخش می‌شود.

 

شاید برای شما سوال شده باشد که فرق نقش‌های تفکیک کننده و انتقال دهنده در چیست؟ نقش تفکیک کننده بیشتر بر قضاوت تمرکز دارد و باید فرق بین اطلاعات خوب یا بد را تشخیص دهد. نقش انتقال دهنده بیشتر بر نحوه ارائه اطلاعات تمرکز دارد.

حتما بخوانید:  اعتماد به نفس رهبری: چگونه به عنوان یک رهبر بر ترس اولیه خود غلبه کنیم؟

 

نقش کارگشا:

سرعت حرکت در چرخه اقتصاد مدام و کم و زیاد می‌شود و شما در نقش کارگشا هر لحظه باید آماده مدیریت بحران و مدیریت تغییر باشید. شاید مدیرانی که این نقش را بهتر از بقیه ایفا می‌کنند خلاقیت بالاتری دارند. زیرا می‌توانند برای بن‌بست‌ها راهکار جدیدی بیابند و به عبارتی دیگر در بر تکنیک های ایده پردازی تسلط کامل دارند. این نقش بسیار گسترده است و شاید در یک پاراگراف نتوان آن را توضیح داد اما اگر بخواهیم در یک جمله آن را خلاصه کنیم می‌توان گفت: کارگشا باید در هر لحظه کارآفرین هم باشد.

 

نقش کنترل‌کننده اختلال:

بزرگترین مهارتی که نیاز دارید تا از عهده این نقش به خوبی برآیید کنترل احساسات است. معمولا بیشترین اختلالات به وجود آمده ناشی از اختلاف نظر است و مدیرانی که با اختلاف نظرهای افرادشان احساسی برخورد می‌کنند معمولا نمی‌توانند به خوبی آن را هدایت کرده و نتیجه نامطلوبی خواهند گرفت.

در عوض یکی از بهترین منابع خلاقیت که وجه تمایز شما با رقیبان را می‌سازد همین اختلاف نظرهاست و اگر به درستی هدایت نشود تبدیل به اختلال خواهد شد.

 

نقش کنترل منابع:

منابع می‌تواند اقتصادی، نیروی انسانی و … باشد. شما باید به عنوان یک مدیر باید بازخورد خوبی بعد از استفاده از منابع متعدد ایجاد کنید تا به این طریق نه‌تنها از منابعتان کم نشود بلکه افزایش پیدا کند.

شاید بهترین چیزی که بتواند برای کنترل صحیح منابع مختلف بیاموزید مهارت اولویت بندی باشد. گاهی باید بین دو گزینه مطلوب یکی را به نفع دیگری کنار بگذارید تا نتیجه بهتری حاصل شود.

اگر می خواهید در کار استراتژی مفیدی داشته باشید باید مهارت اولویت بندی را کسب کنید.

 

نقش مذاکره کننده:

قبلا در رابطه با نقش انتقال دهنده اطلاعات صحبت کردیم. دقت کنید یک مذاکره کننده حرفه‌ای، تنها انتقال دهنده اطلاعات نیست و باید با استراتژی صحیح با افرادی که ممکن است در آینده رقیب شوند سخن بگوید. حتی شما در نقش مذاکره کننده گاهی اطلاعات را در اختیار افرادتان نمی‌گذارید زیرا ممکن است باعث حرکت منفی آن‌ها در رابطه با سازمان شود.

مهارت مذاکره هم در یک پاراگراف نمی‌گنجد و باید درباره آن اطلاعات بیشتری کسب کنید. گاهی گفته می‌شود مدیر خوب مذاکره کننده خوبی است.

 

نقش های اساسی را که مدیران بازی می کنند این‌ها هستند:

  • نقش نمایشی
  • نقش رهبری
  • نقش رابطه ساز
  • نقش ناظر
  • نقش تفکیک‌کننده
  • نقش انتقال‌دهنده
  • نقش کارگشا
  • نقش کنترل اختلال
  • نقش کنترل منابع
  • نقش مذاکره کننده

شما می توانید از ۱۰ نقش مدیریتی هنری منتزبرگ به عنوان یک مرجع استفاده کنید. زمانی که می‌خواهید مهارت های مدیریت خود را توسعه دهید مینتزبرگ بیشترین کمک را به شما خواهد کرد. به نقش هایی که نام بردیم به عنوان یک اولویت نگاه کنید، اما به یاد داشته باشید که شما تنها یک وظیفه و نقش نخواهید داشت و این نقش‌ها مدام در حال تغییر هستند.

 

به این مقاله امتیاز دهید

میانگین امتیاز

این مقاله چقدر برای شما مفید بود؟

User Rating: ۴٫۷ ( ۲ votes)
برچسب ها
نمایش بیشتر

مهدی فرخیان

شکست، موفقیتی است که خود را پشت پستی و بلندی زندگی پنهان کرده تا برایش آماده شویم. هرگاه شاگرد آماده باشد استاد خودش می‌آید. ۷ سال زمان لازم بود تا معنی این جمله را درک کنم و سعی دارم این تجربه را با دیگران به اشتراک بگذارم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن