بهبود و توسعه فردیمقالاتمهارت های زندگی

سیستم راس ( ras ) چیست؟ چگونه آن را کنترل کنیم؟

سیستم راس یا RAS چیست؟

از دست سیستم راس ،  تا به حال دقت کرده‌اید وقتی می‌‌خواهیم یک ماشین جدید بخریم احساس می‌کنیم چقدر این ماشین زیاد شده.

یا مثلا هوس یک غذای خاص کرده‌اید و در چند روز آینده می‌بینید بوی همان غذا از خانه یکی از همسایه‌ها می‌آید.

همین چند روز پیش که می‌خواستم یک فیلم جدید را برای تحلیل در دوره مسیر قهرمانی ببینیم که در فروشگاه دیدم دو نفر در حال صحبت درباره آن فیلم هستند.

اگر دوسال پیش این اتفاق می‌افتاد ممکن بود از تعجب شاخ در بیاورم اما خب این روزها با عملکرد مغز تا حد زیادی آشنا هستم و می‌دانم داستان از چه قرار است.

همه این اتفاقات زیر سر سیستم ras است.

سیستم RAS در واقع نوعی فیلتر هوشمند است که حواس پنجگانه مخصوصا قدرت بینایی را در کنترل می‌گیرد و ما را مجبور می‌کند نسبت به چیزی که خودش می‌خواهد عکس‌العمل نشان دهیم.

حالا مهم این است که بدانیم چنین امکاناتی خوب و کاربردی است یا بد؟

سیستم RAS دقیقا ابزاری همچون فرمان دوچرخه است. انعطاف فوق‌العاده زیادی دارد و همچنین می‌تواند ما را از شرایط بحرانی تصادف با فاصله بسیار کمی عبود دهد.

اما اگر آن را ۹۰ درجه بچرخانید قطعا مشکل ساز خواهد شد. زیرا در حالت ایستاده دوچرخه یا حرکت نمی‌کند و یا شما را منحرف می‌کند. در حرکت هم این کار برابر با زمین خوردن خواهد بود.

بنابراین می‌توان سیستم RAS را یک هدایتگر معرفی کرد که اگر از آن به خوبی استفاده کنیم در خدمت ما خواهد بود و اگر به شکل نادرست استفاده کنیم ما را به زمین می‌زند.

به عنوان مثال اگر سیستم RAS را به خوبی نشناسیم در رسیدن به اهداف با مشکل جدی مواجه خواهیم شد. به این صورت که هر چه تلاش می‌کنیم از آن هدف دورتر می‌شویم.

بنابراین موافق هستید تا با هم این سیستم را بشناسیم و بهتر از آن استفاده کنیم؟

شناخت سیستم RAS:

در مقاله‌ای که قبلا به نام تصویرسازی ذهنی نوشتم اشاره‌ای به استفاده از سیستم RAS شد که ایجا می‌خواهیم دقیقا آن را به خدمت خودمان دربیاوریم.

سیستم RAS مخفف ۳ کلمه Reticular Activating System به معنای دستگاه فعال‌کننده مشبک است. به معنا و ترکیب این ۳ کلمه کار زیادی نداریم اما با کاربرد آن‌ها چرا. البته این مقاله در ویکی پدیا به طور کامل و علمی درباره آن توضیح داده است: Reticular formation

در واقع ما می‌خواهیم سیستم راس را بشناسیم تا نوعی آگاهی ویژه نسبت به آن پیدا کنیم.

این موضوع به ما امکان می‌دهد تا هربار به شدت بر موضوع خوب یا بدی تمرکز کردیم بتوانیم به خودمان یادآوری که این اتفاق اثر سیستم راس است.

از آن‌جا که این سیسم به شدت قدرتمند است نداشتن آگاهی بر آن می‌تواند همه انرژی ما را هدر بدهد.

به عنوان مثال ممکن است شخصی که برای خریدن یک خودرو تلاش می‌کند علی رقم همه انرژی که صرف آن کرده نتواند خودرو مورد نظر خود را بخرد. فکر می‌کند یکی از دلایل مهم این اتفاق چیست؟

احتمالا درست حدس زده‌اید. سیستم راس این شخص برای ایجاد و دیدن مشکلات این مسیر فعال شده و نمی‌گذارد این شخص خودرو مورد نظرش را بخرد.

حال ببیینم چطور می‌توانیم از این سیستم قدرتمند بهره ببریم.

فعالسازی سیستم راس:

به جرات می‌توان گفت قدرتمند راه فعالسازی سیستم راس تصویرسازی ذهنی است. وقتی من داستانی را برای شما تعریف می‌کنم ذهن شما تلاش می‌کند تصویر آن را به شما نشان دهد و این راه ارتباطی بسیار قدرتمند خواهد بود.

در مقاله مربوط به تصویرسازی ذهنی به خوبی در این باره صحبت کرده‌ام که می‌توانید ان را مطالعه کنید.

اما به طور کلی اگر شما حواس پنج‌گانه خود را با موضوع مد نظر درگیر کنید سیستم راس مغز‌تان را برای رسیدن به آن موضوع فعال کرده‌اید.

به عنوان نمونه مدتی پیش به یک دستگاه پرزنتر نیاز داشتم تا در سخنرانی‌های خودم ارائه بهتر داشته باشم. به جستجوی مدل‌های مختلف این دستگاه پرداختم. از پرس و جو‌های حضوری تا وبسایت‌های مختلف.

ذهنم به طور کامل درگیر بود تا اینکه چند شب بعد یم مدل خوب از این دستگاه را از همسرم به عنوان هدیه تولد دریافت کردم.

اتفاق جالبی بود اما نکته مهم اینجاست که این قدرت ماورایی سیستم راس نبود که برای من معجزه کرد بلکه فعال شدن فیلتری که همه جا باعث می‌شد چشم من به دنبال پرزنتر باشد همسرم را متقاعد کرد تا آن را تهیه و به من هدیه بدهد.

مطمئن هستم این اتفاق برای شما هم رخ داده است بنابراین کاملا درک می‌کنید که چه می‌گویم.

قبل از دریافت این هدیه به خاطر نیازی که به این دستگاه داشتم برای جست و جو زمان صرف می‌کردم و همین کار باعث درگیر شدن حداقل ۳ حس از حواس پنچ‌گانه من می‌شد. زیرا پرزنتز را می‌دیدم، آن را لمس می‌کردم و صدای تعریف کردن دیگران از این دستگاه را می‌شنیدم.

البته تصور نکنید چون این اتفاق برای من رخ داد قطعا برای شما هم رخ می‌دهد و این که هیچگاه برای شما اتفاق نمی‌افتد.

داستانی که من از خودم تعریف کردم مختص خودم است و شما باید داستان خود را بسازید.

به بیانی دیگر باید ببینید آیا حواس پنج‌گانه را درگیر چیزی که می‌خواهید کرده‌اید یا خیر.

در مواردی که ما از جایی آسیب می‌بینیم هم به همین صورت خواهد بود. زیرا ممکن است ناآگاهانه سیستم راس را در جهت آسیب رساندن به خودمان فعال کرده باشیم.

راه حل قطعی:

بنابراین هربار که اتفاق خوبی یا بدی برای‌تان رخ داد و یا متوجه شدید هرچه تلاش می‌کنید خبری از رسیدن به هدف نیست سیستم راس و حواس پنج‌گانه خود را بررسی کنید. می‌توانید مقاله هدف گذاری چیست را هم مطالعه کنید.

چیز‌هایی که باید بررسی کنید را می‌توان در پاسخ به این سوالات پیدا کرد:

فکر من بیشتر درگیر نتیجه بد است یا خوب؟

مثلا ممکن است در خریدن ماشین مورد نظر بارها شنیده باشید که عمر کوتاهی دارد و این جمله بر تمام تصورات خوب شما اثر گذاشته باشد.

کدام حواسم را به این موضوع اختصاص داده‌ام؟

مثلا نگرانی از یک اتفاق بد می‌تواند پرس و جو از یک شخص نادرست و دیدن آسیب دیگران از انتخاب نادرست و حتی موارد مثل لمس کردن شرایط نادرست باشد.

کدام حواس خود را به این موضوع اختصاص نداده‌ام؟

هرچه تعداد بیشتری از حواس خود را به موضوع مورد نظر اختصاص دهید طبیعاتا نتیجه بهتری نیز خواهید گرفت.

آیا سیستم راس مغز من منجر به این اتفاق شده است؟

گاهی نمی‌دانیم چرا یک اتفاق خوب یا بد به صورت ناگهانی رخ می‌دهد و این در حالیست که باور آن غیرممکن است. پرسیدن این سوال می‌تواند تا حد زیادی هدایت ادامه مسیر را به کنترل خودتان دربیاورد.

در نهایت مطالعه همین مقاله آگاهی شما را نسبت به وقایع اطرافتان بالاتر خواهد برد و از حالا می‌توانید نسبت به تصمیم‌های زودگذر خود تجدید نظر کنید.

هربار که می‌خواهید اتفاقی را تحلیل کنید حتما سیستم راس مغز را هم درگیر ماجرا کنید.

نمایش بیشتر

مهدی فرخیان

مدتی است که تصمیم به تحقیق و تغییر خودم در زندگی گرفته‌ام و به اشتراک گذاشتن تجربیات و دانسته‌هایم با بقیه جدی‌ترین رسالتم است.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن