بهبود و توسعه فردیمقالات

چطور هدف مناسب خودم را انتخاب کنم؟

یکی از پر تکرارترین اتفاقاتی که در کارگاه‌ها و کلاس‌های هدفگذاری رخ می‌دهد این است که شرکت‌کنندگان می‌خواهند بدانند که روش‌های هدف‌گذاری را چطور می‌توانند برای خودشان شخصی سازی کنند. به عبارت دیگر چطور هدف مناسب خود را پیدا یا انتخاب کنند.

من تعدادی از جملاتی که از کاربرانم می‌شنوم را به شما هم می‌گویم و در این مقاله سعی می‌کنم پاسخ جامعی را به همراه راه حل عملی مطرح کنم.

بنابراین اگر احساس کردید نقطه مشترکی با این جملات دارید حتما مقاله را تا انتها بخوانید تا بتوانید مشکل پیش آمده را اصولی حل کرده و هدف مناسب خودتان را انتخاب کنید.

اگر جملات و سوالات زیر برای شما هم وجود دارند، در انتهای مقاله می توانید به پاسخ مورد نظر خودتان برسید:

  • من سرگردان هستم و نمی‌دانم چه هدفی را انتخاب کنم.
  • در انتخاب هدفم تردید دارم و نمی‌توانم راه درست را تشخیص دهم.
  • والدینم/ اطرافیان از من انتظار دارند مسیری که آن‌ها می‌گویند را بروم و همین من را سردرگم کرده است.
  • نمی‌دانم در آینده چه اتفاقی رخ می‌دهد و آیا این هدف من را به نتیجه دلخواهم می‌رساند یا نه.
  • بین علاقه‌ام و کاری که پولساز است مانده‌ام و نمی‌دانم کدامیک را به عنوان هدف انتخاب کنم.
  • هدفی که انتخاب کرده‌ام من را خوشحال نمی‌کند و روز به روز ناراضی‌تر می‌شوم.

ممکن است شما با یک یا چند عدد از این جملات احساس مشترک داشته باشید که طبیعی است. در هر صورت با مطالعه ادامه مقاله می‌توانید راه حل اساسی برای رفع آن را پیدا کنید.

 

چرا در انتخاب هدف مناسب خودمان دچار مشکل می‌شویم؟

اولین مرحله از پیدا کردن هدف مناسب خودمان این است که بدانیم چرا نمی‌توانیم یک هدف را انتخاب کنیم.

شاید برخی بگویند من در گذشته می‌دانستم از زندگیم چه می خواستم اما حالا با تغییراتی که اتفاق افتاده نمی‌توانم مانند قبل عمل کنم.

برخی هم می‌گویند من از ابتدا همین‌طور بودم و زندگیم را همین‌طور پیش برده‌ام اما حالا می‌خواهم اختیار آن را بدست بگیریم و خودم انتخاب کنم که چه چیزی را می‌خواهم و چه چیزی را نمی‌خواهم.

در هر دوصورت این یک اتفاق کاملا طبیعی‌ست و همه ما اگر در مسیر پیشرفت باشیم در مقاطعی از زندگی به این مشکل بر می‌خوریم و نمی‌توانیم بین گزینه‌هایی که برای آینده خودمان یا خانواده در اختیار داریم یکی را انتخاب کنیم.

به عنوان مثال شخصی که تا قبل از ازدواجش به خوبی می‌دانسته که چه می‌خواهد و برای آن تلاش می‌کرده ممکن است بعد از ازدواج دچار چنین سردرگمی بشود.

یا شخصی که عادت داشته برای انجام هرکاری تایید خانواده یا برخی از اطرافیان را بگیرد اما حالا می‌خواهد مستقل عمل کند به احتمال زیاد در انتخاب هدف مناسب آینده خود به مشکل برمی‌خورد.

نمی‌خواهم سرتان را درد بیاورم بنابراین خیلی خلاصه می‌گویم که ما انسان‌ها به خاطر اجتماعی بودنمان هرکدام به نوعی نیاز به تایید شدن توسط دیگران را در خود داریم و این موضوع تا حد معقول هیچ ایرادی ندارد.

اما اگر از حد قابل قبول بیشتر شود به مشکل برمی‌خوریم و اثر بزرگ آن در پذیرفتن مسئولیت زندگی نمایان می‌شود و نهایتا به سرگردانی در انتخاب هدف مناسب در زندگی منجر می‌شود.

در واقع ما می‌ترسیم که هدفی را انتخاب کنیم و بعد آن چیزی که فکر می‌کردیم نشود و آن‌گاه در برابر عکس‌العمل اطرافیان و عدم پشتیبانی آن‌ها دچار سرخوردگی شویم.

این در حالیست که اگر مسیری که آن‌ها گفته بودند را رفته بودیم و شکست خورده بودیم حداقل حمایت آن‌ها را از دست نمی‌دادیم.

به همین دلیل در مغز ما جنگی بین آن‌چه دلمان می‌خواهد و آن‌چه منطق خام می‌گوید به پا می‌شود. خواسته قلبی ما رضایت درونی‌مان را می‌خواهد و منطق خام رضایت دیگران را.

از آن‌جایی که رضایت دیگران همراه با حمایت و تشویق آن‌هاست می‌بینیم که اغلب حاضر هستیم رضایت و شادی قلبی خود را به منطق خام بفروشیم خواسته دلمان را به دست فراموشی بسپاریم.

 

افرادی که فکر می کنند تایید دیگران را نمی‌خواهند این بخش را بخوانند:

برای هر شخصی متفاوت است که بخواهد تایید چه کسی را بگیرد و این موضوع براساس نیاز آن لحظه شخص تعیین می‌شود. به عنوان مثال والیدنی که فرزند خود را بسیار وابسته پرورش می‌دهند با این کار رفتارهای مستقل او را تحت کنترل درآورده اول خودشان و سپس فرزندشان را در ادامه زندگی دچار مشکل می‌کنند.

ممکن است شما بگویید خوشبختانه والدین من اینگونه نیستند و حتی خود من هم با فرزندم چنین کاری نمی‌کنم. این خیلی خوب است اما شما باید به دنبال وابستگی‌های دیگر خود باشید. شاید یک دوست برای شما نیاز به تایید را به وجود آورده باشد و چون شما او را بسیار قبول دارید می‌خواهید پذیرش بیشتری هم نشان دهید.

برای برخی استاد دانشگاه، برای برخی مدیر بالاتر، حتی همسایه و در برخی موارد وجدان خود شخص حکم تایید کننده را دارد و همانطور که قبلا هم گفتم اگر چنین موضوعی تا حد معقول اتفاق بیافتد کاملا طبیعیست.

بنابراین ریشه سردرگمی ما در انتخاب هدف مناسب خودمان به نیاز به تایید شدن ختم می‌شود و ما باید در مرحله اول آن را پیدا کنیم. بعد از این مرحله آماده می‌شویم تا این نیاز را کتار گذاشته و حجم بیشتری از مسئولیت زندگی را برعهده بگیریم.

 

سولاتی که باعث می‌شوند فارغ از نیاز به تایید، هدف مناسب خود را انتخاب کنیم:

در مرحله دوم تمرکز بر کنار گذاشتن نیاز به تایید است اما نه کاملا. یادمان باشد که ما نمی‌خواهیم با همه اطرافیان قطع ارتباط کنیم و تک و تنها در مسیر هدف خودمان حرکت کنیم. اما لازم است تا حدی که از سردرگمی انتخاب هدف مناسب خودمان خارج شویم نیاز به تایید شدن توسط دیگران را کنار بگذاریم.

سوالاتی وجود دارند که از شرایط خیالی صحبت می‌کنند اما پاسخ دادن به آن‌ها می‌تواند شما را آگاه کند که چقدر از اهدافی که در پیش نگرفته‌اید تنها به خاطر این بوده که تایید دیگران را می‌خواستید و بعد از پیدا کردن این اهداف با استفاده از تکنیک همسویی می‌توانید از شر فشار اجتماعی اطرافیانتان هم رهایی یابید. ( تکنیک همسویی را در ادامه به شما توضیح می‌دهم )

سوالات زیر را از خود بپرسید و سعی کنید پاسخی بدهید که بیشترین کمک را به شما می‌کند:

  • اگر من تنها در این دنیا بودم کدام هدفم را در پیش می‌گرفتم؟
  • اگر من همه اطرافیان کاملا من را تایید می کردند کدام هدف را انتخاب می‌کردم؟
  • اگر مطمئن بودم هر انتخابی داشته باشم نتیجه دلخواهم را رقم می زند کدام هدف را انتخاب می‌کردم؟
  • اگر نمی‌ترسیدم که دیگران چه فکری درباره من می‌کنند چه انتخابی می‌کردم؟

به این سوالات فکر کنید و معمولا باید منتظر دو جواب برای هر سوال باشید. یک جواب به محض خواندن سوال به ذهنتان می‌رسد که بهتر است آن را یادداشت کنید وجواب بعدی ممکن است در ساعات یا روزهای بعد به ذهنتان برسد که مستلزم درگیر کردن فکرتان با این سوالات است.

خودتان باید تشخیص بدهید که کدام جواب درست‌تر و مفیدتر است و هیچکس بهتر از خودتان نمی‌داند. بنابراین با خودتان روراست باشید.

بعد از پاسخ به این سوالات نسبت به انتخاب هدفی که مد نظر دارید آگاه‌تر می‌شوید و می‌توانید بهترین هدفی که باید را فارغ از تایید دیگران انتخاب کنید. البته پیشنهاد می‌کنم مقاله مسئولیت پذیری چیست را هم مطالعه کنید تا بهتر بتوانید مسئولیت هدفی که انتخاب کردید را با قدرت بیشتر بر عهده بگیرید.

 

نهایتا نوبت به استفاده از تکنیک همسویی است.

همانطور که از نام این تکنیک پیداست قرار است دیگران را با خواسته شما همسو کند تا نه ب شما مخالفت کنند و دیگر حمایتتان نکنند و نه بخواهند برای شما مشکلی ایجاد کنند.

برای انجام اینکار باید به دنبال منفعتی باشید که هدف شما به آن‌ها هم می‌رساند. به عنوان مثال اگر من بخواهم رشته دانشگاهی خودم را چیزی به جز پزشکی انتخاب کنم و خانواده مدام با این انتخاب مخالفت می‌کنند کافیست ببینم چرا خانواده به رشته پزشکی علاقه‌مند شده‌اند و می‌خواهند من را به این مسیر هدایت کنند. بعد از آن منافع آن رشته را با منافع رشته مورد نظر خودم تعمیم دهم تا خانواده آگاه شوند که همان مزیت‌ها را من در رشته مورد علاقه خودم هم کسب خواهم کرد.

نکته‌ای که وجود دارد این است که هیچکاه شما نمی‌توانید اطرافیان را کاملا راضی کنید و باید تنها کمی مانع شدن‌های آن‌ها را کم کنید و تکنیک همسویی این کار را برایتان خواهد کرد.

سوالاتی که در مرحله آخر به پیدا کردن هدف مناسب ما کمک خواهند کرد:

در مرحله آخر وقتی به سوالاتی که قبلا مطرح شد پاسخ دادید و توانستید هدف خودتان را فارغ از خواسته دیگران مشخص کنید با پرسیدن سوالاتی که در ادامه مطرح می کنم می‌تواند اطمینان بیشتری به مسیری که انتخاب کرده اید پیدا کنید تا با این روش محکم‌تر در مسیر هدفتان قدم بردارید.

به این سوالات پاسخ دهید و در پاسخ‌گویی بی رحم باشید:

  • بعد از رسیدن به این هدف چه اتفاقی می‌افتد؟
  • چه تعداد از اهدافم با رسیدن به این هدف محقق می‌شوند؟
  • آیا این اهداف با ارزش‌های من که باعث شادیم می‌شوند هم جهت هستند؟
  • اگر به اهداف نرسم بابت تلاش‌هایی که برای آن ها کرده‌ام چقدر رشد کرده‌ام؟
  • آیا برای رسیدن به این اهداف لازم است مهارت‌های جدیدی یاد بگیرم؟ چه مهارت هایی؟

برای پاسخ‌گویی به این سوالات لازم است مواردی را از جمله ارزش‌ها و رسالت‌تان را مشخص کنید، چیزهایی که شما را در زندگی شاد و خوشحال می‌کنند. بنابراین در پاسخ دادن به آن‌ها عجول نباشید و بگذارید بهترین پاسخ‌ها به ذهنتان برسند.

 

این مقاله برای افرادی نوشته شده که کمی سرگردان هستند و بین انتخاب چند هدف گمراه شده‌اند. اگر شما از پایه نمی‌دانید چطور باید هدفی را انتخاب کنید و المان‌های انتخاب یک هدف باید چه مواردی باشند پیشنهاد می‌کنم مقاله هدف‌گذاری چیست را مطالعه کنید تا پاسخ خود را بگیرید.

حالا که به این سوالات پاسخ دادید به خوبی می‌توانید از سرگردانی پیش آمده خلاص شوید و بهتر تصمیم بگیرید که به خاطر خودتان می‌خواهید زندگی کنید یا دیگران.

البته هنر مشورت کردن را فراموش نکنید و به جای این‌که بخواهید از هیچ کس در رابطه با آینده هدفتان سوال کنید به دنبال افراد مناسب ( مثل کوچ هدفگذاری ) باشید تا بهترین پاسخ‌ها را دریافت کنید.

ضمنا هر سوالی که بعد از مطالعه این مقاله برایتان پیش آمد را می‌توانید در بخش کامنت‌ها و یا از من بپرس مطرح کنید تا در اسرع وقت پاسخ‌گو باشم.

نمایش بیشتر

مهدی فرخیان

مدتی است که تصمیم به تحقیق و تغییر خودم در زندگی گرفته‌ام و به اشتراک گذاشتن تجربیات و دانسته‌هایم با بقیه جدی‌ترین رسالتم است.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن