بهبود و توسعه فردیمدیریت استرسمقالاتمهارت های ارتباطی

برچسب زدن روی خودمان یا دیگران چگونه همه چیز را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟

اگر قبلا مقاله گفتگوی درونی و همچنین مقاله باور را مطالعه کرده باشید آمادگی بیشتری برای هدایت این عادت یعنی برچسب زدن روی خود و دیگران خواهید داشت. زیرا در آن مقاله کاملا توضیح دادم که حرف زدن با خود چقدر می‌تواند در زندگی تاثیر مثبت یا منفی ایجاد کند.

در این مقاله قرار است درباره بخشی از گفتگوی خودمان با خودمان صحبت کنیم که به ما کمک می‌کند کمتر فکر خود را درگیر کنیم. اما متاسفانه وقتی از کنترل خارج شود آثار بسیار مخربی را به جا می‌گذارد. به طوریکه بعد از آن، به سختی می‌توانیم ریشه بزرگ‌ترین یا حتی کوچک‌ترین مشکلات زندگی‌مان را پیدا کنیم.

برچسب زدن به خودمان یا دیگران دقیقا چیست؟

آقای محمود معظمی مثال جالبی در این باره دارد که می‌گوید برچسب زدن به خودمان یا دیگران مثل برچسب زدن روی شیشه‌هایی هستند که در آن‌ها مواد مختلف از جمله شکر و نمک و غیره ریخته‌ایم و برای آن‌که بتوانیم هرکدام را راحت‌تر پیدا کنیم روی آن می‌نویسیم شکر یا نمک یا هرچیز دیگری.

دسته‌بندی و طبقه‌بندی هر چیزی یکی از بهترین راه‌های ساده‌سازی است و برچسب زنی به ما کمک می‌کند تا هرچیزی را راحت‌تر دسته‌بندی کنیم. مثلا آشپزخانه‌ای که به نظر می‌رسد خیلی مرتب باشد و وقتی به آن وارد می شویم معمولا حس خوبی می‌گیریم قطعا از برچسب زنی حرفه‌ای استفاده کرده است.

تصور کنید چیزی مثل کمد و کابینت یا مشابه آن در یک آشپزخانه وجود نداشته باشد چه اتفاقی می‌افتد؟ در بهترین حالت پیدا کردن لوازم مورد نیاز کار دشواری خواهد بود.

به همین دلیل ما از گذشته برچسب زدن را یاد گرفته ایم تا زندگی را برای خودمان ساده‌تر کنیم. اما زمانی که روی خودمان یا دیگران برچسبی می‌زنیم، اگر نتوانیم آن را به خوبی کنترل و هدایت کنیم شدیدا زندگی خود را مختل کرده‌ایم.

شخصی را تصور کنید که به خودش می‌گوید بی حوصله. به این سوال فکر کنید: ما بی حوصله بودن را از کجا یاد گرفته ایم؟ قطعا یکی از پاسخ‌ها پدر و مادر یا نزدیک‌ترین افراد زندگی خواهد بود. اما مگر همانطور که بی حوصله بودن را یاد گرفته‌ایم، با حوصله بودن را هم به ما یاد نداده‌اند؟ ( در اینجا دسته‌ای از افراد می‌گویند نه ) مطمئن باشید همانطور که بی حوصلگی را یاد گرفته ایم، با حوصله بودن را هم به ماد یاد داده‌اند زیرا فقط کافیست به این فکر کنید که اگر والدین شما حوصله شما را نداشتند قطعا به چنین سنی نمی رسیدید.

حتما بخوانید:  ۵ درس کوتاه از محمدعلی کِلِی که اعتماد به نفس شما را تقویت می‌کند

بنابراین وقتی با برچسب زدن، خودمان را در دسته افراد بی‌حوصله قرار می‌دهیم به صورت خودکار و ناآگانه ذهنمان به دنبال الگو برداری از افراد بی حوصله هدایت می‌شود و خیلی راحت‌تر افراد با حوصله را پس می زند. بارها شاهد این جمله بوده‌ایم که شاید از دهان خودمان خارج شده که : وای تو چقدر حوصله داری من اصلا نمی تونم تحمل کنم یا فلانی آدم با حوصله‌ای هست خوش به حالش.

حالا سوالی که پیش می‌آید این است که اصول استفاده از برچسب های مختلف که خودمان یا دیگران از آن استفاده می‌کنند چیست؟ با من به ادامه مقاله بیایید تا بیشتر در این باره توضیح دهم.

 

اصول استفاده از برچسب زنی روی خودمان یا دیگران:

برای آن‌که به خوبی اصول استفاده از برچسب زنی را یاد بگیرید نیاز است تا ابتدا با آثار مخرب یا سازنده آن آشنا شوید و سپس از راهکارهای آن استفاده کنید. همانطور که در قسمت قبل درباره برچسب بی حوصلگی صحبت شد یاد گرفتید که وقتی روی خودتان یا دیگران یک برچسب بزنید باعث قرار گرفتن در یک دسته بندی خاص شده‌اید.

تا اینجا شاید ایرادی نداشته باشد چون ممکن است همزمان از چند برچسب خوب و بد استفاده کنید که می‌توان گفت طبیعت انسان را تشکیل می‌دهد. اما آثار آن ممکن است همچنان باقی بماند.

مثلا تصور کنید در دوران دبیرستان چند دوست صمیمی داشته‌اید که آن‌ها روی شما برچسب عجول گذاشته‌اند. البته این برچسب کاملا به جا بوده زیرا در آن دوران واقعا عجول بوده‌اید. حالا بعد از گذشت چندین سال وقتی یک‌دیگر را می‌بینید بیشترین چیزی که کمک می کند تا یکدیگر را به یاد بیاورید همان برچسب‌هایی هستند که برای هم به کار می‌بردید. ممکن است دیگر آ‌ها به شما نگویند عجول و شما هم دیگر آن شخص عجول سابق نباشید اما در حضور آن‌ها قطعا رفتاری متفاوت از زمان‌های دیگر نشان خواهید داد که عجول بودن هم بخشی از آن است.

حتما بخوانید:  از بین بردن استرس با ۳ ابزار بسیار قدرتمند

حالا سوال پیش می‌آید که پس چه کاری انجام دهیم؟ آیا برچسب نزنیم؟ وقتی دیگران روی ما برچسب می‌گذارند تقصیر ما چیست؟ مگر می‌شود برچسب زدن روی خودمان و دیگران را متوقف کرد؟

امروز من راهکاری را برای شما بیان می‌کنم که اگر آن را در زندگی به کار بگیرید کم کم شاهد اثرات فوق‌العاده آن خواهید شد. ( این اتفاقی است که برای خود من هم افتاده است )

درمثال قبل دیدیم که برچسب زدن چه روی خودمان و چه دیگران، آثاری دارد که شاید هیچگاه پاک نشود و ممکن است برای مدتی آن را فراموش کنیم اما به محض آنکه در موقعیت مشابه قرار بگیریم آن برچسب‌ها زنده می‌شوند و دوباره بر پیشانی ما می‌چسبند. پس فراموش کردن برچسب‌ها راهکار کاربردی نخواهد بود زیرا چنین چیزی اصلا امکان‌پذیر نیست.

در مقاله کمال گرایی درباره کمال و تمایل انسان به آن صحبت کردیم که توصیه می‌کنم حتما آن قسمت را بخوانید. زیرا نیاز است تا دیدگاه هر کدام از ما نسبت به کمال انسان ترمیم شود تا برچسب‌زنی را کنترل کنیم.

اکثر ما تصور می کنیم که کمال یعنی جایی که همه چیز کامل باشد اما واقعیت این که حداقل در حال حاضر تا زمانی که ضعف را توصیف نکنیم نمی‌توانیم کمال را هم توصیف کنیم. زیرا ما به صورت دو بعدی آفریده شده‌ایم. بنابراین هربار که می‌خواهیم چیزی را توصیف کنیم به ناچار جهت عکس آن را هم توصیف می کنیم وگرنه اصلا قابل فهم نخواهد بود.

شب با روز توصیف می‌شود، بد با خود توصیف می‌شود، گرم با سرد توصیف می‌شود و هرچیزی که شما فکرش را بکنید با جهت عکس خود توصیف می‌شود. بنابراین می‌توان گفت کمال جایی است که هرکدام از این خوبی‌ها و بدی‌ها به یک اندازه وجود داشته باشند تا معنی پیدا کنند.

حتما بخوانید:  کمال گرایی چیست؟+ بایدها و نبایدهای کمال‌گرایی

همین تغییر دیدگاه به شما کمک می‌کند تا صفات بد و خوب خودتان را در کنار هم بپذیرید زیرا هرچه صفات بد را پس بزنید و از آن فرار کنید به نسبت همان صفات خوب را هم کمرنگ کرده‌اید. اینگونه می‌شود که شخصی مدام به خودش می‌گوید بی حوصله، خجول، ترسو، بی عرضه و چیزهایی از این قبیل.

به یاد داشته باشید که شما نمی‌توانید برچسبی را از روی خود بکنید و هرچه بیشتر برای فرار از آن تلاش کنید بیشتر در زندگی‌تان جریان پیدا می کند. اما اگر بپذیرید که هر کدام از ما ممکن است در مواقعی خجالتی، کمرو ، ترسو، دروغگو، بی عرضه و هرچیز دیگری بشویم قطعا صفات خوب و تحسین برانگیز وجودتان را هم بیشتر خواهید پذیرفت. ضمنا مقاله خودتخریبی چیست را هم حتما مطالعه کنید.

 

برای مروری دوباره از اصول برچسب زنی به خودمان و دیگران:

تلاش برای فرار از یک برچسب کار بیهوده‌ای است و سرانجام آن نابودی عزت نفس خواهد بود. زیرا وقتی پذیرای یک خصلت در وجودمان نباشیم جهت عکس آن را هم نادیده خواهیم گرفت و به صورت خودکار همه چیز را بر گردن یک برچسب می‌اندازیم و آنقدر آن را تکرار می‌کنیم تا دیگران با یک نگاه متوجه آن برچسب روی پیشانیمان خواهند شد. کافیست بپذیریم که هر انسانی در هر لحظه می‌تواند یک برچسب را به خود اختصاص دهد و لزوما اگر زمانی احساس کردیم مثلا بی عرضه هستیم همیشگی نخواهد بود زیرا لحظاتی هم وجود داشته و دارند که در آن ما کاملا از عهده وظیفه و کارمان برآمده‌ایم.

این شعار باید به یک نگرش تبدیل شود تا برچسب زنی رو خودمان هم قابل کنترل باشد:

پذیرای هر ضعف یا قوت در شخصیت خود باشیم زیرا کمال هم نهایتا با ضعف توصیف می‌شود و هر ضعف نادیده گرفته شده‌ای نقطه مقابل خود را هم کمرنگ خواهد کرد.

به این مقاله امتیاز دهید

میانگین امتیاز

این مقاله چقدر برای شما مفید بود؟

User Rating: ۴٫۶ ( ۱ votes)
برچسب ها
نمایش بیشتر

مهدی فرخیان

شکست، موفقیتی است که خود را پشت پستی و بلندی زندگی پنهان کرده تا برایش آماده شویم. هرگاه شاگرد آماده باشد استاد خودش می‌آید. ۷ سال زمان لازم بود تا معنی این جمله را درک کنم و سعی دارم این تجربه را با دیگران به اشتراک بگذارم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن