بهبود و توسعه فردیمقالات

نمونه هدفگذاری درست و غلط + داستان شخصی خودم

همیشه داشتن یک الگو و نمونه برای تشخیص درست یا غلط بودن مسیری که انتخاب کرده‌ایم می‌تواند استرس ما را نسبت به آینده کمتر کند. این مقاله هم پیرو مقاله چطور از مسیر هدف خود لذت ببریم نمونه‌ای از هدفگذاری درست و غلط را به شما نشان می‌دهد تا بتوانید بهتر و کاربردی‌تر هدفگذاری کنید.

قبلا درباره هدفگذاری به شیوه اسمارت صحبت‌های مفصلی انجام داده ایم. بنابراین پیش‌فرض من این است که می‌دانید نباید هدفگذاری به شیوه اسمارت را به عنوان روش اصلی هدفگذاری در نظر بگیرید.

بگذارید با چند نمونه هدفگذاری نادرست از خودم شروع کنم و در حین بیان داستان نکات را هم بررسی کنیم تا آماده دیدن چند نمونه هدفگذاری درست باشیم.

 

نمونه هدفگذاری نادرست اول: ماشین بنز

زمانی که هنوز اطلاعات کافی از روش هدفگذاری درست نداشتم داشتن یک ماشین از کمپانی بنز را هدف قرار دادم. طبق مطالبی که یاد گرفته بودم آن را هوشمند کردم و دیگر خوشحال بودم که تا ۱۰ سال دیگر آن ماشین را دارم. بنابراین هدف من اینگونه بود:

ماشین بنز SLS با کیت AMG به رنگ نقره‌ای، آخرین سال تولید یعنی سال ۲۰۲۰، دریافت مستقیم از خود کمپانی به صورت سفارشی در دبی و …

به نظرشما چطور است؟ آن زمان که این هدف را انتخاب کردم یعنی سال ۲۰۱۰ به نظر خودم بهترین هدفی بود که می‌توانست به من انگیزه بدهد. زیرا چهره همه افرادی که به من می‌گفتند تو نمی‌توانی را در حالی تصور می‌کردم که من را سوار بر این ماشین می‌بینند و از تعجب خشکشان زده است.

sls-benz-نمونه-هدف_گذاری
sls-benz-نمونه-هدف_گذاری

البته شاید منتظر باشید که من بگویم در حال حاضر آن ماشین را دارم و به هدفم رسیدم اما واقعیت این است که این ماشین به خاطر فروش کم و ایراداتی که داشت دیگر توسط کمپانی بنز تولید نمی‌شود.

ایراد این نوع هدفگذاری در کجاست؟ با فرض اینکه من با یک برنامه‌ریزی دقیق می‌توانستم مبلغ خرید این ماشین گرانقیمت را در طی ۱۰ سال بدست بیاورم با توقف تولید این ماشین نمی‌توان آن هدف را با شرایط مد نظرم داشته باشم.

نتیجه این است که داشتن یک هدف ۱۰ ساله به خاطر عدم توانایی در پیش‌بینی اوضاع فاجعه بار است و یک نمونه هدفگذاری نادرست است.

در رابطه با هر هدف بلند مدت دیگر چنین اتفاقی صدق می‌کند. طبق تحقیقات دانشگاهی بیشتر از ۶۰درصد شغل‌ها تا ۱۰ سال دیگر از بین می‌روند و این نشان‌دهنده تغییرات پیش‌بینی ناپذیر ماست.

زمانی که نمونه هدفگذاری درست رسیدیم این موضوع را در حالت کاربردی هم بررسی خواهیم کرد.

 

هدفگذاری نادرست دوم: شغل نانوایی

در دوران دانشجویی همزمان کار هم می‌کردم. در یک مغازه نانوایی به عنوان فروشنده استخدام شدم تا به صورت پاره وقت بتوانم هم کار کنم و درس بخوانم. از آن‌جا که همیشه دوست داشتم یک شغل خوب و درآمدزا داشته باشم و می‌دیدم که صاحب آن نانوایی اوضاع مالی خوبی دارد هدف زیر را انتخاب کردم:

تا سال آینده به عنوان بالاترین درجه شغلی(شاطر) این نانوایی مشغول به کار هستم و حقوق روزانه ۳۰ هزار تومان را دریافت می‌کنم.

این هدف به نظر شما چطور است؟ هدف نسبتا خوبی بود و من با تلاش زیاد توانستم دوسال بعد بالاترین درجه شغلی آن نانوایی را ازان خودم کنم. به طوریکه صاحب آن مغازه تا جایی که می‌شد با مسئولیت من در مغازه حضور نداشت.

اما ایراد این هدف بررسی نکردن ارزش‌های خودم با شرایط کاری آن نانوایی بود. مسئولیت چنین مغازه‌ای که دو نفر از کارگرهای آن اعتیاد داشتند برای من بسیار گران تمام شد. آن‌جا بود که به یکی از ارزش‌های شخص خودم پی بردم و فهمیدم نمی‌توانم تحمل بی‌مسئولیتی را داشته باشم.

در آن مغازه به محض یک غفلت کوچک چیزی گم می‌شد. از لباس کارگر دیگر گرفته تا پول‌های درون صندوق. متاسفانه چنین فاجعه‌ای هنگام انتخاب این هدف اصلا به چشم من نیامده بود و فقط می‌خواستم سِمت بالایی داشته باشم و این در حالی بود که فقط صاحب آن مغازه خودش می‌توانست این موضوع را کنترل کند.

نتیجه این است که قبل از انتخاب یک هدف، ارزش‌های وجودی خودتان را بشناسید و بعد برای هدفگذاری اقدام کنید تا مانند این نمونه هدفگذاری بد من دچار گرفتاری نشوید.

 

نمونه هدفگذاری درست اول: سرمایه‌گذاری اساسی

داستان از مقدار اندوخته‌ای شروع شد که داشتم و آن زمان تا حد زیادی با هدفگذاری درست آشنا بودم. همچنین می‌دانستم اگر می‌خواهم پول بیشتری بدست بیاورم باید کاری کنم تا پول برای من کار کند.

بنابراین جستجو و مطالعه را شروع کردم تا راه‌های سرمایه‌گذاری با مبلغ کم را بیاموزم. مدل‌های مختلف سرمایه‌گذاری را دیدم اما هیچ‌کدام از آن‌ها مورد پسند نبودند. یک نتیجه در انتها بود که سرمایه‌گذاری با مبلغ کم بیشتری بازدهی را داشت و آن هم سرمایه‌گذاری روی خودم بود.

بنابراین آن مبلغ را هزینه کردم و در دوره‌ای که در رابطه با کسب و کار موفق بود شرکت کردم. از آن دوره به بعد بهترین نوع سرمایه‌گذاری را سرمایه‌گذاری روی خودم می‌دانم زیرا بیشترین بازدهی از هر نظر را برایم داشته است.

در واقع هدف من پول‌سازی با مبلغ ناچیزی پول بود و با سرمایه گذاری روی خودم نه‌تنها پول بیشتر بلکه رشد شخصیتی و توانایی مدیریت بیشتری را بدست آوردم تا به این طریق بتوانم همیشه پولسازی کنم.

نتیجه اینکه این نمونه هدفگذاری یعنی هدفگذاری روی رشد خودم منجر به خیلی از نتایجی شد که ما به اشتباه آن نتایج را هدف اصلی قرار می‌دهیم و همین موضوع باعث اتفاقات بسیار بزرگی در زندگی شخصی و شغلیم شد.

 

هدفگذاری درست دوم: چشم اندازی از آینده

همانطور که در نمونه هدفگذاری نادرست دوم دیدیم، هدفگذاری بسیار بلند مدت به خاطر تغییرات بزرگی در دنیا اتفاق می‌افتد کار عقلانی و درستی نیست.

اما داشتن یک چشم‌انداز از ۱۰ یا ۲۰ سال دیگر خودمان می‌تواند بسیار مفید و موثر باشد. به عنوان مثال شخصی که برای خود ارزش‌ها و محدوده شخصیتی معینی را تعریف و طبق آن می‌کند ر هر شغلی که وارد شود یا هر ماشینی سوار شود شخصیت و ارزش‌هایش مشخص هستند.

می توان گفت به همین خاطر است که گفته می‌شود مانند زمانی زندگی کن که به اهدافت رسیده‌ای. داستان ازدواج من با همسر دلخواهم از نمونه هدفگذاری‌های درستی است که با داشتن یک چشم‌انداز از آینده اتفاق افتاد.

اگر می‌خواستم به روش اسمارت ازدواجم را هدفگذاری کنم قطعا به شکل امروز نمی‌توانستم خوشبختی را احساس کنم. بنابراین در انتخاب اهداف بلند مدت به یک چشم‌انداز که روز به روز می‌توانید آن را بهبود ببخشید اکتفا کنید.

زیرا انتخاب یک بلند مدت پیش‌بینی پذیر نیست و گاهی خدا هدایایی ارزشمندتر از چیزی که تصورش را می‌کردیم برایمان در نظر دارد. پس همراه خواسته خداوند باشید و با گام برداشتن در راستای چشم اندازتان لیاقت داشتن بهترین‌ها را به او نشان دهید.

 

نتیجه گیری:

در انتخاب هدف مناسب لازم است ارزش‌های خودمان رابشناسیم و برا اساس آن یک هدفگذاری کنیم.

اهداف بلند مدت به خاطر تغییرات زیاد این دنیا به ندرت عملی می‌شوند.

به جای داشتن یک هدف بسیار بلند مدت می‌توان از چشم‌انداز استفاده کرد.

بهترین نوع هدفگذاری با سرمایه کم هدفگذاری روی رشد خودمان است.

این مقاله روز به روز تکمیل‌تر خواهد شد. بنابراین برای مشاهده نمونه هدفگذاری‌های دیگر بازهم به این مقاله سر بزنید.

نمایش بیشتر

مهدی فرخیان

مدتی است که تصمیم به تحقیق و تغییر خودم در زندگی گرفته‌ام و به اشتراک گذاشتن تجربیات و دانسته‌هایم با بقیه جدی‌ترین رسالتم است.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن