بهبود و توسعه فردیمقالاتمهارت های زندگی

هدف گذاری چیست؟ چرا جواب نمی‌دهد؟ +۳ فاز هدف مندی

بگذارید با یک واقعیت تلخ (شاید هم شیرین)  درباره هدف گذاری شروع کنم. بارها شده که هدفی گذاشته‌ام و نه تنها به آن نرسیده‌ام بلکه بسیار هم از آن دور شده‌ام.

می دانم این اوضاع به احتمال زیاد برای شما که در حال خواندن این مقاله هستید هم وجود دارد.

در راه هدف گذاری راه‌ها زیادی مثل استفاده از قانون جذب، روش هدف گذاری smart ، برنامه ریزی به شیوه‌های مختلف و موارد بسیار دیگر را امتحان کرده‌ام و نتیجه‌ای حاصل نشده.

پس راز این موضوع کجاست؟ آیا هدف گذاری اصلا کار درستی است؟ بیایید با هم بررسی کنیم.

می‌خواهم راهی که خودم در پیش گرفته‌ام را به شما هم بگویم تا مثل من بتوانید یک بار برای همیشه شاخ این غول (با شاخ و بی دم) را بشکنید.

 

همه می‌دانیم هدف‌گذاری چیست

اکثر ما آن‌قدر از هدف گذاری شنیده‌ایم که ممکن است دیگر حالمان از نام آن بد شود. معروف‌ترین تعریف آن هم این است:

من در نقطه A قرار دارم و اگر ندانم نقطه B وجود دارد نمی‌توانم به آن برسم. پس نقطه B هدف من است.

حالا برای پیدا کردن و رسیدن به نقطه B یک دنیا راهکار وجود دارد که اکثرا دیگر منسوخ شده‌اند.

 

به عنوان مثال: هدف گذاری به شیوه SMART یا هوشمند

این شیوه هدف گذاری که خیلی هم باکلاس و شیک به نظر می‌رسد بسیار بدیهی و کلیشه‌ای شده ولی تقریبا همه آن را توصیه می‌کنند.

هدف گذاری به شیوه هوشمند المان‌های ساده یک هدف را بیان می‌کند که اگر همین حالا از هر شخصی بخواهید هدفش را بگوید این موارد را به صورت خودکار در آن رعایت کرده است.

هر حرف انگلیسی این روش بیانگر یکی از المان‌های هدف گذاری است:

Specific: مشخص و واضح باشد

Measurable: قابل اندازگیری باشد

Attainable: دست یافتنی باشد

Realistic: امکان پذیر باشد

Timely: زمان بندی داشته باشد

البته ناگفته نماند، این روش هنوز برای بسیاری از افراد جذاب است.

با این حال در ادامه مقاله قصد دارم موضوعی را مطرح کنم که شاید در هدف گذاری هایمان نادیده گرفته‌ایم.

 

هدف گذاری فرمول ندارد

معمولا برای هرچیزی که کمتر قابل درک باشد فرمول می‌سازند تا قابل هضم شود و هدف گذاری هم از این قاعده مستثنی نیست.

چون مسیر آن ممکن است سخت باشد و بسیاری در آن سردرگم می‌شوند برای آن فرمول‌هایی مثل Smart یا موارد مشابه را می‌سازند.

چیزی که نادیده گرفته شده این است که هدف گذاری اصولی اصلا قرار نیست سخت و پیچیده باشد.

در واقع ما هرچیزی را که پیچیده جلوه دهیم ارزشمندتر به نظر می‌رسد و طرفدار بیشتری هم پیدا می‌کند.

البته ناگفته نماند که ما قرار نیست المان‌های یک هدف خوب را نادیده بگیریم اما قرار هم نیست هدفی را انتخاب کنیم که تنها این المان‌ها را داشته باشد.

به مثال‌های زیر توجه کنید:

من خیلی چاق شده‌ام و باید کمی از وزن خودم را کم کنم

من باید بتوان درآمدم را افزایش دهم

باید به فکر یک ماشین مدل بالاتر باشم

کامپیوتر من قدیمی شده و باید یک مدل بالاتر از آن را بگیرم

از اجاره دادن خسته شدم و باید صاحب خانه شوم

به نظر شما این اهداف چطور هستند؟ تقریبا این موارد یا مشابه آن ( به نسبت هر شخص متفاوت است ) در افکار همه می‌گذرند بدون هیچ فرمولی.

حالا اگر بخواهیم آن‌ها را در فرمول اسمارت بگذاریم چه می‌شود؟

چیزی مشابه مورد زیر:

من باید تا دوماه آینده ۶ کیلو از وزنم را کم کنم.

این نمونه هدف تقریبا همه المان‌های روش اسمارت را داراست و به نظر خیلی هیجان‌انگیز هم می‌رسد.

اما چقدر باعث می‌شود ما حرکت کنیم و آن را بدست بیاوریم؟ در عمل درصد بسیار کمی بعد از این چنین هدف‌گذاری به سمت آن حرکت می‌کنند.

بنابراین حتی با وجود فرمول‌هایی برای ساده سازی هدف گذاری ما به عامل بسیار اساسی‌تر نیاز داریم تا اهدافمان را در زندگی بدست بیاوریم.

این عامل آن‌قدر مهم است که در صورت رعایت آن‌ حتی بدون فرمول هم می‌توان آن را بدست‌ آورد.

به نظر شما این عامل چه چیست؟ در ادامه با آن آشنا خواهید شد.

 

تنها ۲۰ درصد از افراد جامعه با پیشنیاز هدف گذاری آشنا هستند

تنها ۲۰ درصد از افراد جامعه هستند که با دلیل هدف گذاری آشنایی دارند. تعجب کردید؟ بگذارید کمی دقیق‌تر بررسی کنیم.

همه ما آدم‌ها به یک یا چند دلیل دست به اقدام می‌زنیم. حتی کسی که فقط زنده است و هیچ کاری نمی‌کند به یک دلیل زنده است وگرنه خودش را می‌کشت.

حتی کسی که خودش را می‌کشد به یک دلیل خاص این کار را می‌کند.

هدف گذاری هم یک دلیل واضح دارد که شامل همه هدف‌های من و شما و بقیه آدم‌های روی زمین می‌شود و تنها ۲۰ درصد از مردم آن را به طور واضح و شفاف می‌دانند.

این موضوع احساس رضایت است. ما هرکاری که در زندگی انجام دهیم ریشه‌ای در احساس رضایت خواهد داشت.

اگر شما به یک هدف برسید و رضایت کافی نداشته باشید پس مهم‌ترین عامل هدف گذاری را رعایت نکرده‌اید زیرا لذتی در آن وجود ندارد.

دقت کنید که لذت بردن مهم‌ترین عامل نیست زیرا ما می‌توانیم برای لحظه‌ای لذت ببریم اما احساس رضایت نداشته باشیم.

حالا کافیست دلیل تلاش‌های خود در زندگی را بررسی کنید و ببینید به احساس رضایت ختم می‌شود یا خیر.

با این تفاسیر لازم است چند سوال از خود بپرسید تا اهدافتان را ارزیابی کرده و به صورت حرفه‌ای آن‌ها را دنبال کنید.

در ادامه این سوال ها به همراه مثال مطرح خواهند شد تا از آن‌ها استفاده کرده و هدف بهتری را در زندگی انتخاب کنید.

 

شما چطور باید هدف گذاری کنید؟

در این بخش از مقاله سوال هایی مطرح می شود که اگر به آن‌ها پاسخ دهید می‌توانید هدف مناسب‌تری را با توجه به شرایطی که دارید انتخاب کنید.

سوالات در ۳ فاز متفاوت پرسیده شده و هرکدام هدف متفاوتی را دنبال می‌کنند که نهایتا پاسخ به همه آن‌ها می‌تواند شما را هدف‌تان نزدیک‌تر کند.

 

فاز اول: شناسایی موقعیت فعلی:

شما با توجه به انتخاب‌های عمد و غیر عمد خود و اطرافیان در گذشته موقعیت فعلی‌تان را بدست آورده‌اید که قطعا بخشی از این موقیعت را دوست دارید و از بخشی از آن متنفر هستید.

بنابراین لازم است ابتدا این انتخاب‌ها و دلایل آن ها را بشناسید.

 

سوال اول: بیشترین برچسبی که والدین یا اطرافیان در گذشته روی شما می‌گذاشتند چه بود؟

به عنوان مثال والدین شخصی که مدام از برچسب با هوش استفاده می‌کردند احتمالا باعث تنبلی شما در بزرگسالی شده‌اند و همین موضوع می‌تواند شما را از انتخاب اهداف چالش برانگیز منصرف کند.

در عین حال بر چسب پرتلاش می‌تواند یک جایگزین عالی باشد تا افراد چالش‌های زندگی را پذیرفته و هدف گذاری مناسب‌تری داشته باشند.

برای اطلاع بیشتر از قدرت برچسب زنی روی خودمان و دیگران می‌توانید مقاله زیر را بخوانید.

برچسب زدن روی خودمان و دیگران

 

سوال دوم: بابت کدام اشتباه در گذشته به شدت مجازات شده‌اید؟

مجازات شدن بابت یک تصمیم یا اقدام اگر به صورت اصولی اتفاق نیافتاده باشد می‌تواند مسئولیت پذیری شما را نشانه گیری کند.

به عنوان مثال والدین خودشان کاری را انجام می‌دهند و اگر شما همان کار را انجام دهید به شدت سرزنش می‌شوید ( کلامی یا رفتاری ).

در حالت خوب این‌گونه است که والدین یا اطرافیان شما را مستقیما مورد خطاب سرزنش قرار نداده باشند.

در همین راستا می‌توانید کتاب پدر و مادر یک قهرمان باشید را مطالعه کنید.

مثلا همچنان که به شما احساس ارزشمندی منتقل می‌کنند بابت کار اشتباه شما هم ناراحت هستند و از شما می‌خواهند بهای آن را به گونه‌ای که در توانتان است پرداخت کنید.

 

فاز دوم: پذیرش موقعیت فعلی

بعد از پاسخ به دو سوال بالا نوبت آن است که گذشته و وضعیت فعلی خودتان را بپذیرید و هرگونه نقطه ضعفی که در خود می‌شناسید را علی‌رقم ترس از رویایی در خود حل کنید.

 

سوال اول: من چه زمانی از خودم احساس رضایت دارم

معمولا در مواجهه با این سوال دوست داریم یک پاسخ کلیشه‌ای و کلی بدهیم. اما اینجا سعی کنید جز به جز هرچیزی که به ذهنتان می‌رسد اما آن را دوست ندارید را روی یک کاغذ بنویسید.

مثلا شخصی می‌گوید من زمانی که ۱ میلیارد تومان داشته باشم احساس رضایت از خودم دارم. در اینجا اول باید آن را روی کاغذ بنویسیم و سپس بپرسیم با آن ۱ میلیارد تومان چه کارهایی می‌توانم بکنم که منجر به احساس رضایت در من می شود.

با این روش می‌توانید به عوامل اصلی که حس رضایت را در شما ایجاد می‌کنند را پیدا کنید. بعد از آن متوجه خواهید شد که مثلا ۱ میلیارد تومان اصلا برای شما ارزشی نداشته ( یا بعضا می‌بینیم که بسیار هم ارزشمند است)

 

سوال دوم: چه کارهایی را به خاطر تایید شدن توسط دیگران انجام می‌دهم؟

تایید شدن توسط دیگران می‌تواند ما را به طور کلی از احساس رضایت دور کند. فراموش نکنید که لذت بردن لحظه‌ای را احساس رضایت واقعی اشتباه نگیرید.

به عنوان مثال من در شغل کارمندی خود مانده‌ام زیرا آن‌جا رئیسم با من خوش رفتار است. حقوق‌ها را به موقع پرداخت می‌کنند. از طرفی همسرم با از خودگذشتگی‌هایش به خاطر امنیت شغلی من را تشویق به ادامه کار می‌کند.

این موضوعات اکثرا لذت‌های لحظه‌ای هستند. زیرا به عوامل خازج از اختیار من وابستگی دارند. مثلا رئیس من ممکن است به هر دلیلی دیگر با من خوش اخلاق نباشد و یا حقوقم به موقع پرداخت نشود. از طرفی تحمل همسرم هم به خاطر از خودگذشتگی زیاد و عدم تغییر موقعیت از بین برود.

 

سوال سوم: چه زمانی اصلا خودم را دوست ندارم؟

برخی افراد علاقه‌مند به خودتخریبی هستند که نشان‌دهنده عدم علاقه به خود است و از عزت نفس پایین ناشی می شود.

برخی دیگر به خاطر از دست دادن یک موقعیت خاص و یا نداشتن مهارت کافی خودشان را اذیت و سرزنش می کنند.

بررسی کنید این اتفاق بیشتر در چه شرایطی برای شما می‌افتد. این‌گونه می‌توانید خودتان را بهتر بشناسید و مسیر هدف گذاری ‌تان را هم بهتر تعیین کنید.

 

فاز سوم: حرکت برای آینده

 

سوال اول: اگر فقط یک دلیل برای زندگی داشتم چه بود؟

پاسخ به این سوال می‌تواند رسالت شما را تا حدی مشخص کند. ساده و راحت پاسخ آن را پیدا کنید زیرا می‌تواند یک دید از آینده به شما بدهد.

به عنوان مثال برخی افراد می‌گویند فقط برای خوشحالی فرزندم یا همسرم زندگی می‌کنم. ( احتمالا این افراد می‌دانند که نباید خودشان را در این راه فدا کنند زیرا اینگونه فرزند یا همسرشان هرگز خوشحال نخواهد بود)

یا برخی می‌گویند فقط برای پول زندگی می‌کنم.

(احتمالا این دسته از افراد هم می‌دانند که حتی در صورت بدست آوردن پول زیاد احساس خوبی نخواهند داشت و فورا آن را از دست می‌دهند)

یک پاسخ بسیار قشنگ و خوب از استاد خودم شنیدم که بسیار قانع کننده بود که می‌گفت: من زندگی می کنم تا روز به روز انسان بهتری باشم و دنیا را جای بهتری برای زندگی کنم.

نیازی نیست پاسخ خیلی خاصی بدهید اما همین‌که جواب را بدانید یک دید کلی از مسیر را دریافت خواهید کرد.

 

سوال دوم: برای رسیدن به تنها دلیل (یا چند دلیل مهم) زندگیم چه پیش‌نیازهایی را لازم دارم؟

بررسی کنید در چه صورت می‌توانید تنها دلیل زندگی‌تان را بدست بیاورید.

مثلا اگر خوشحالی همسر یا فرزندانتان را مد نظر گرفته‌اید ممکن است یادگیری مهارت ارتباط موثر، ساختن شرایط شغلی با وقت آزادتر، رفع ایرادات شخصیتی که از خودتان سراغ دارید و به طور کلی آموزش برای بهبود فردی گزینه‌های خوبی باشند.

 

سوال سوم: فاصله من تا رسیدن به آن پیش‌نیاز‌ها چقدر است؟

در فاز دوم موقعیت و شرایط خود را سنجیدید و حالا بررسی کنید با کدام اقدام‌ها می توانید در جهت دستیابی به آن پیش‌نیازها حرکت کنید.

به عنوان مثال ثبت نام در یک دوره یا خرید یک کتاب در زمینه ارتباط موثر می تواند قدم خوبی باشد.

 

نکات نهایی:

در این مقاله تلاش من بر این بود تا متناسب با شرایط خودتان بتوانید یک بار برای همیشه هدف گذاری را یاد بگیرید و براساس آن هدف‌تان را انتخاب کنید.

قطعا این مقوله می تواند بسیار گسترده‌تر شود و خبر خوبی که برای شما دارم آماده سازی دوره‌ای با همین هدف است.

احتمالا دوست دارید به سوالات بیشتری پاسخ دهید تا خودتان را بهتر شناخته و هدف مناسب‌تری را انتخاب نمایید.

چنین اتفاقی قطعا از حوصله یک مقاله خارج است و جای مناسب آن در یک دوره کامل و قابل آپدیت خواهد بود.

این دوره در حال اماده سازی است و شما می‌توانید میزان پیشرفت آن را در کادر پایین مشاهده کنید تا به محض تکمیل در آن ثبت نام نمایید.

اگر نمی‌خواهید مدام به این مقاله مراجعه و یا ممکن است در آینده فراموش کنید که این محصول وجود دارد ایمیل اصلی خودتان را در کادر زیر وارد کنید تا به محض تکمیل دوره یا ارائه با تخفیف ویژه به شما اطلاع رسانی کنم.

۲۰% پیشرفت


نمایش بیشتر

مهدی فرخیان

مدتی است که تصمیم به تحقیق و تغییر خودم در زندگی گرفته‌ام و به اشتراک گذاشتن تجربیات و دانسته‌هایم با بقیه جدی‌ترین رسالتم است.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن