بهبود و توسعه فردیمقالاتمهارت‌های رهبری (لیدرشیپ)

باور چیست؟ + روش دقیق تغییر در باور

درباره باور و توضیحات آن به قدری در سطح اینترنت محتوا وجود دارد که تقریبا همه ما آن را یک کلیشه می‌دانیم و اگر من بخواهم درباره آن صحبت کنم قطعا بیهوده و تکراری خواهد بود. اما علت مهمی که تصمیم گرفتم چنین مقاله‌ای را بنویسم، اصلاح و تکمیل برخی موضوعات مربوط به آن است.

من یا شما که نمی‌دانیم دقیقا باور چیست یا کجا قرار دارد و یا حتی چه تاثیری بر زندگی‌مان می‌گذارد، می‌رویم و با جستجو در گوگل به دنبال پاسخ می گردیم که معمولا بعد از خواندن یکی دو مقاله و یا دیدن چند کلیپ ویدیویی، پر از ابهام و سردرگمی دیگر حوصله نداریم ادامه دهیم.

به همین دلیل ممکن است ناامیدانه از دانستن آن صرف نظر کنید یا مثل من آنقدر درباره موضوع مورد نظر و تاریخچه‌اش مطالعه می‌کنید تا کاملا از کاربردهایش آگاه شوید. امروز قصد دارم درباره باور و اینکه اصلا آیا تاثیری در زندگی‌مان دارد یا اینکه ما خودمان را فریب می‌دهیم، مطالب متفاوتی را ارائه کنم پس یک بار برای همیشه با خواندن این مقاله با مقوله باور آشنا شده و آن را در زندگی به کار بگیرید.

همه می‌گویند باید باورهایت را درست کنی تا موفق شوی اما کسی نمی‌گوید چگونه؟

معمولا همه ما در دروس دینی دوران مدرسه با چیزی به نام ایمان آشنا می‌شویم که معمولا در بهترین حالت هیچ درکی هم از آن نداریم. بنابراین در سن بالاتر، به خاطر نزدیکی معنای ایمان و باور احساس می کنیم که با آن آشنایی کامل داریم اما واقعیت این است که تقریبا ناآگاهانه در حال استفاده از آن هستیم و وقتی نمی‌دانیم اصلا در کجای ذهن و مغز ما قرار دارد پس نمی‌توانیم آن‌ها را به درستی هدایت کنیم.

 

بررسی دقیق باور:

بهترین راه برای درک عمیق این سوال که باور چیست و چگونه زندگی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد آشنایی با طرز کار حافظه است. البته نمی‌خواهیم به جزئیات عملکرد حافظه بپردازیم زیرا باید زودتر به مبحث خودمان یعنی باور برگردیم.

همه ما می‌دانیم که حافظه، به چند دسته بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت تقسیم می‌شود و اطلاعات جدید را براساس اطلاعات قدیمی در خود دسته بندی می‌کند.

در مقیاس ساده وکوچک ( از نظر فضای ذخیره سازی ) می‌توان دیسک‌های گرامافون را مثال زد که با برجستگی‌ها و تورفتگی‌های خود حرکت سوزن گرامافون را تعیین می‌کند و ترکیب این بالا و پایین رفتن‌های سوزن باعث تولید صدای ذخیره شده روی دیسک می‌شود.

دی‌وی‌دی‌ها نمونه پیشرفته‌ای از دیسک گرامافون هستند که با کدهای صفر و یک ذخیره شده روی خود، به دستگاهای پخش نشان می‌دهند چه چیزی را روی خود ذخیره کرده‌اند.

حتما بخوانید:  ۴ نمونه از ویژگی های شخصیتی که قطعا مانع موفقیت شما خواهد شد. ( + راه حل )

حال اگر یک خط یا خش بزرگ روی آن ایجاد کنیم چه اتفاقی می‌افتد؟ قطعا دستگاه پخش دچار اختلال می‌شود و نمی‌تواند به خوبی تشخیص دهد که چه محتوایی روی آن دی‌وی‌دی ذخیره شد است.

حافظه انسان هم تا حدودی مشابه مثال‌های بالا کار می‌کند اما معمولا جایگاه باورهای ما در این حافظه‌ای که می‌شناسیم نخواهد بود. حافظه ما از طریق حواس پنجگانه هرچیزی را بدون استثنا در خود ذخیره می‌کند ( این که ما نمی‌توانیم همه آ‌ن‌ها را به یاد بیاوریم دلیل بر ذخیره نشدن آن‌ها نیست)

لایه عمیق‌تری از حافظه وجود دارد که ما هرگز نمی‌توانیم به صورت آگانه از همه اطلاعات درون آن باخبر باشیم.

این اطلاعات همانند قالب‌هایی هستند که تعیین می‌کنند چه زمانی کدام اطلاعات را به یاد بیاوریم، چه موقع احساسات مختلف مثل شادی، ناراحتی، ترس، خشم، استرس و غیره را بروز دهیم یا حتی چه موقع فکر نکرده عمل کنیم.

بینش و نگرش ما ناشی از همین قالب‌ها هستند. زمانی که اتفاقی می‌افتد اولین فکری که به ذهنتان می‌رسد چیست؟ هر فکری که باشد ناشی از این قالب‌هاست. دومین یا صدمین فکری هم که به ذهتان می‌رسد ناشی از این قالب خواهد بود.

از ویژگی‌های این قالب‌ها می‌توان به سخت بودن در عین انعطاف‌پذیری اشاره کرد. همینطور باید این موضوع را هم به یاد داشته باشیم که هر قالب توسط قالب‌های بزرگ‌تری تحت تاثیر قرار می‌گیرد. به مثال زیر توجه کنید: ( این یک مثال ساختگی برای درک بهتر است )

من باور دارم که انسان باید از زندگی خود نهایت لذت را ببرد و با محدود کردن خودش به کارهای خاص مثل خوردن غذای خاص برای سلامتی، زندگی خود را تباه می‌کند. به همین دلیل همیشه غذاهای ناسالم در برنامه غذاییم وجود دارد. بعد از مدتی یکی از افرادی که من به کارها و حرف‌هایش ایمان دارم به من می‌گوید چنین تفکری اشتباه است و دیگر این‌گونه زندگی نکنم.

همه چیز در اینجا وابسته به میزان ایمانی دارد که من به آن شخص دارم. ممکن است همچنان اعتقاد داشته باشم که انسان باید از زندگی نهایت لذت را ببرد و خود را محدود به کار خاصی نکند اما دیگر غذای ناسالم نخورم. چون باور کوچک من تحت تاثیر باور بزرگ‌تری قرار گرفته است.

پس نتیجه می‌گیریم که بایکی از پر اهمیت‌ترین مباحث مربوط به زندگی آشنا شده‌ایم. البته موضوع اینجا تمام نمی‌شود و من قول می‌دهم که تا پایان این مقاله به شما نشان دهم که چگونه زندگی خود را تحت تاثیر بزرگی قرار دهید.

 

روش تغییر در باور:

معمولا تغییر در باور به صورت آگاهانه کار بسیار سختی است زیرا همواره که هر کدام از ما باوری را در خود شناسایی کنیم قالب بزرگ‌تری وجود دارد که آن باور را تحت تاثیر خودش قرار می‌دهد و معمولا شناسایی آن قالب تمرین بسیار زیادی از خودآگاهی را می‌طلبد.

حتما بخوانید:  چگونه از جملات تاکیدی برای کسب اعتماد به نفس استفاده کنیم

مثلا کسی که شکست عاطفی بزرگی را تجربه می‌کند با توجه به نوع اتفاقی که افتاده باور خود را تغییر می‌دهد اما این تغییر تحت تاثیر باورهای بزرگ‌تر صورت می‌گیرد. باورهای بزرگ‌تر مثل این‌که روابط در کل بی‌ارزش هستند یا در جهت عکس آن هم می‌تواند باشد مثل این‌که انسان ممکن است هر لحظه اشتباه کند اما روابط مخصوصا از نوع عاطفی می‌تواند بیشتری تاثیر را در زندگی بگذارد پس بسیار باارزش خواهد بود.

بنابراین برای تغییر در باور‌ها باید قالب‌های بزرگ را شناسایی کنیم و معمولا این قالب دقیقا همانند قالب‌هایی هستند که در والدین ما هم وجود داشته‌اند. به جز والدین، کسانی که در سنین بسیار کم در کنار ما حضور داشته‌اند هم تاثیرگذار هستند.

این قالب‌ها سخت شناسایی می‌شوند اما یکی از بهترین راه‌های شناسایی آن‌ها توجه بسیار زیاد بر تمایلات خود و همچنین خودسانسوری‌هاست. به بیان ساده‌تر اینکه ما در شرایط مختلف خواستار چه چیزی هستیم اما ترجیح می‌دهیم آن خواسته را به دلایل معقول و نامعقول رد کنیم.

مثلا شخصی دوست دارد پول دار شود اما نمی‌خواهد ریسک کند. ( منظور از ریسک کارهای بزرگ سرمایه‌گذاری نیست بلکه یک تغییر ساده در روند فکری و همینطور زندگی است) پولدارها همیشه ریسک می‌کنند.

زیرا همیشه حداقل یکی از رفتارهای این افراد، مخالف حرکت اکثر افراد جامعه است و این رفتار خودش نوعی ریسک است. به عنوان مثال می‌تواند شب زود خوابیدن و صبح زود بیدار شدن باشد. حتی این عادت می‌تواند روزی ۲ خط کتاب خواندن باشد. دوری از تنوع زیاد در شبکه‌ها اجتماعی هم گزینه خوبی است.

بعد از شناسایی قالب‌های بزرگ لازم است روند تغییر یا عدم تغییر را بررسی کنیم. همه ما در طول زندگی باورهای خودمان را زندگی می کنیم و همه چیز را به گونه‌ای می‌چینیم که بر اساس آن باورها باشد. گاهی یک اتفاق می‌تواند باوری قدرتمند را در ما تغییر دهد و گاهی همان اتفاق باعث قوی‌تر شدن باوری دیگر شود.

اما نکته‌ای که بسیار حائز اهمیت است توجه به از دست دادن‌هایمان در زندگی و جایگزین کردن است. معمولا وقتی در زندگی چیزی را از دست می‌دهیم باور‌هایمان هم تغییر می‌کنند که این تغییر می‌تواند باور قدیمی را به طور کامل از بین برده و یا باعث تقویت آن شود.

مثلا از دست دادن یک عزیز با توجه به شرایط می‌تواند باوری را در ما تغییر دهد. معمولا هنگام این نوع جدایی‌ها فرایند بلوغ در باورهایمان شکل می‌گیرد که خود نوعی تغییر بنیادین در باور است.

حتما بخوانید:  کمال گرایی چیست؟ +بایدها و نبایدهای کمال گرایی ( قسمت ۲ )

در واقع موارد دیگری هم هستند که بر تغییر باورهای ما اثر بگذارند اما هیچ‌کدام به قدرت از دست دادن یک چیز ارزشمند نخواهند بود. بنابراین می‌توان از این موضوع برای تغییر آگاهانه در باور استفاده کرد. ( البته قرار نیست باعث مرگ کسی شویم )

برای استفاده از این روش باید برای خودمان نوعی از دست دادن طراحی کنیم تا احساس کنیم حفره‌ای در زندگی وجود دارد که باید پر شود. دقت کنید که نیازی به تغییر بنیادین در ابتدای کار ندارید و بهتر است با عادت‌های کوچک شروع کنید تا در آینده قالب‌های بزرگ فکرتان سد راهتان نشوند.

اگر صبور نیستید و دوست ندارید کوچک شروع کنید همین موضوع می تواند سد راهتان برای شروع باشد بنابراین کمی ریسک کنید و از همین نقطه آماده شروع باشید.

 

چند مثال برای طراحی از دست دادن:

  • تغییر در محیط زندگی یا در مقیاس کوچک‌تر تغییر در نحوه چیدمان اتاق خواب به طوریکه برخی وسایل همیشگی دیگر آن‌جا نباشند. یکی از کاربردی‌ترین کارهایی که خودم در گذشته از آن نتیجه خوبی گرفتم حذف کردن پریز برق بود زیرا باعث می‌شد موبایل هنگام خواب دور از دسترس من قرار بگیرد.
  • بخشیدن برخی چیزهایی که هنوز کاملا بی استفاده نشده‌اند. با کمی بررسی چیزهایی را می‌توانید پیدا کنید که همیشه از آن‌ها استفاده نمی کنید اما با این حال نمی‌توانید از آن دل بکیند. مثل لباس یا کفش و یا حتی خوشمزه‌ترین قسمت غذای ظهر که در موقعیت خاص می توانید آن را به شخصی هدیه دهید. لزومی ندارد همیشه این‌کار را بکنید اما با یک بار انجام دادن آن متوجه مسیر جدیدی که در باورتان شکل می‌گیرد خواهید شد.
  • سفر به جاهایی که فکر می‌کنید ارزشش را ندارد اما موقعیتش را دارید. گاهی فرصت سفری پیش می آید که احساس می کنیم ارزشش ندارد و اگر گزینه‌های دیگر را انتخاب کنیم ممکن است بهتر باشد. کمی ریسک کنید و به دنبال موقعیت بهتر نباشید. در چنین سفرهایی به خاطر اتفاقات غیرمنتظره تجاربی به دست می‌آورید که می‌توانید باورهای شما را تحت تاثیر قرار دهد.

البته این‌ها مثال‌های ساده و قابل استفاده برای همه هستند اما شما می توانید برای خودتان چیزی طراحی کنید که بر اساس شرایط زندگی شما ساخته شده است. بسیار خوشحال می‌شوم اگر تجربه خودتان را در قسمت کامنت به اشتراک بگذارید تا دیگران هم از آن استفاده کنند.

به این مقاله امتیاز دهید

میانگین امتیاز

این مقاله چقدر برای شما مفید بود؟

User Rating: ۴٫۸۳ ( ۲ votes)
نمایش بیشتر

مهدی فرخیان

شکست، موفقیتی است که خود را پشت پستی و بلندی زندگی پنهان کرده تا برایش آماده شویم. هرگاه شاگرد آماده باشد استاد خودش می‌آید. ۷ سال زمان لازم بود تا معنی این جمله را درک کنم و سعی دارم این تجربه را با دیگران به اشتراک بگذارم.

نوشته های مشابه

‫۲ نظرها

  1. جملاتی که به کار می برید ساده است. اما من واقعا نمی تونم همه مطالب رو بفهمم. تعدادی از مقالات رو خوندم ولی درکشون سخت بود. مثلا در مورد همین مقاله در عمل نتونستم طراحی کنمو البته شاید باید بذارم صبح. الان ذهنم خسته است. و شاید باید چند بار بخونم.
    به هر حال ممنون.
    فکر می کنم مثالها بیشتر باشه مطالب ملموس تر خواهد بود.

    1. خیلی ممنون از اینکه نظر خودتون رو اعلام کردید. چشم از حالا برای مقاله‌های بعدی سعی می‌کنم مثال بیشتری بزنم تا ملموس‌تر بشه.
      البته این موضوع رو در نظر داشته باشید که مقالات ذهنولوژی مدام آپدیت میشن و معمولا به خاطر محتوای پایه‌ای که دارن بهتره کاربر چندبار هرکدوم رو بخونه تا کاملا مطلب رو یاد بگیره.
      موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن