مدیریت استرسمقالات

خودتخریبی چیست؟ + ۳ مرحله شگفت انگیز برای تبدیل خودتخریبی به شکوفایی

به کلمات زیر توجه کنید:

شب، سرما، بد، سیاه و سفید، غلط، تاریکی

اگر از شما بخواهم این کلمات را توصیف کنید چگونه این کار را انجام می‌دهید؟
به احتمال زیاد بهترین و کامل‌ترین توصیف برای کلمات بالا استفاده از کلمه متضاد آن ها است. اما شاید سوال بزرگ‌تر این باشد که توصیف چنین کلماتی چه ارتباطی با معنای خودتخریبی و یا خودشکوفایی دارد!! دنیایی که ما در آن زندگی می‌کنیم ۲ بعد ادراکی دارد که باعث شده ما هرچیزی را به خاطر وجود متضاد آن درک کنیم.

تصور کنید که همیشه شب باشد!! شاید بتوان از قوه تخیل استفاده نمود و چنین چیزی را تصور کرد اما واقعیت این است که اگر همیشه شب باشد، پس روز، دیگر معنی ندارد و در این صورت معنای شب هم از بین می‌رود.

یا تصور کنید شخصی در منطقه بسیار گرم از کره زمین به دنیا آمده و تا ۴۰ سالگی در آن منطقه حضور داشته باشد. چنین شخصی شرایط زندگی خودش را با محیط سازگار کرده و چیزی به اسم گرما برایش معنی ندارد، زیرا سرما را تا به حال ندیده که بخواهد درک کند محل زندگی‌اش بسیار گرم است.

فقط در صورتی می‌توان به او معنی گرما را توضیح داد که به یک مکان سرد منتقل شود در غیر این صورت همه چیز برایش عادی است.
خودتخریبی هم دقیقا همین‌گونه عمل می‌کند. ما معمولا خودمان و دیگران را تخریب می‌کنیم تا به یاد داشته باشیم رشد چیست و چگونه می‌توان شکوفا شد.

اما قبل از توصیف خود تخریبی بهتر است کمی به واژه تخریب نگاه ریزبینانه‌ای داشته باشیم و موارد استفاده آن را در طبیعت بررسی کنیم.

 

خودتخریبی چیست و ما چرا خودتخریبی می‌کنیم؟

 

خودتخریبی چیست؟
خودتخریبی چیست؟

طبیعت قوانین بسیار جالبی دارد که اگر به آن‌ها دقت کنید قطعا شگفت زده خواهید شد. ( البته اگر از دیدگاه خودِ طبیعت به آن نگاه کنید بیشتر شگفت زده می‌شوید). طبیعت به هر قیمتی که شده پایداری خودش را به وسیله تخریب و شکوفایی حفظ می‌کند. حادثه طبیعی رخ می‌دهد و طبیعت آن را فدای شکوفایی چیز دیگری می کند. این موضوع از دیدگاه ما حسرت آور است اما نظام آفرینش خداوند در رگ‌های طبیعت جریان دارد و خودش می داند که در حال انجام چه کاری است.

چنین نظامی در وجود تک تک انسان ها که جزئی از این طبیعت به حساب می‌آیند هم وجود دارد. یک مثال ساده برای اثبات وجود این قانون در انسان‌ها، ورزش است. زمانی که یک ورزشکار می‌خواهد عضلات بزرگ‌تری داشته باشد مجبور است به صورت مداوم تمرین کند و این تمرینات هر لحظه تخریب و پارگی‌های کوچک عضلانی را به همراه دارد. عضلات بزرگ برای شکل‌گیری نیاز دارند بارها تخریب شده و دوباره پیوند بخوردند.

در زندگی هم چنین قانونی وجود دارد. ما درد می‌کشیم که فراموش نکنیم سلامتی چه ارزشی دارد. ( اغلب بعد از درد کشیدن ارزشی برای ما آفریده می‌شود که اغلب به چشممان نمی‌آید). این دردها می‌توانند جسمی یا روحی باشند اما به هرحال وجوددارد و می‌آیند که ما ارزش‌های زندگی را فراموش نکنیم.

 

خود تخریبی و قوانین طبیعت
خود تخریبی و قوانین طبیعت

 

خودتخریبی هم درون ما وجود دارد که فراموش نکنیم رشد و شکوفایی چگونه است. متاسفانه اغلب براین باورند که خودتخریبی عامل بدبختی است و چون خود تخریبی می‌کنند پس انسان ضعیف و ناتوانی هستد. در صورتی که این افراد از مزیت‌ها و علل خودتخریبی خبر ندارند و مدام باور می‌کنند که انسان ضعیفی هستند.

البته طبیعی است که چنین رفتاری داشته باشیم، زیرا کسی تا به حال رفتار مناسب با خودمان را به ما یاد نداده است. بنابراین اکثر اوقات بعد از خودتخریبی اجازه شکوفایی را از خودمان سلب می‌کنیم و نمی‌گذاریم بعد از هر اتفاق بد، اتفاق سازنده‌ای برایمان بیوفتد.

با این اوصاف چگونه می توان فهمید که جزو کدام دسته هستیم. آیا به خودمان اجازه شکوفایی می‌دهیم و یا با هر خودتخریبی، جلوی اتفاقات خوب را می‌گیریم؟

در این رابطه این مقاله را بخوانید:  آزمون مهارت‌های رهبری + تفسیر کامل + راهنمایی برای افزایش مهارت‌های رهبری

 

خودتخریبی چگونه مانع خودشکوفایی می‌شود؟

 

خود-تخریبی چیست؟
خود-تخریبی چیست؟

 

احتمالا پیش آمده که بعد از یک مهمانی وقتی به خانه برمی‌گردیم و ناگهان با یک احساس بد، خودمان را بابت وراجی‌های زیادمان سرزنش می‌کنیم. این احساس بد آنقدر آزاردهنده است که خوابمان را خراب کرده و باعث کسالت فردای آن روز هم می‌شود.

این سرزنش‌ها از کجا می‌آیند و چرا در همان مهمانی نیستند تا جلوی ما را بگیرند؟

قبل از اینکه پاسخ دقیقی به این سوال بدهم بهتر است بدانید اگر این سرزنش‌ها قرار بود در خود مهمانی اتفاق بیوفتند احتمالا مانع حضور ما در آن مهمانی هم می‌شدند و اکثر افراد منزوی که از جمع فراری هستند به خاطر این سرزنش‌های پوچ است.

اتفاقی که بعد از این سرزنش‌ها، در بهترین حالت می‌افتد یک تصمیم است. مثلا تصمیم می‌گیریم که دیگر در جمع حواسمان به حرف زدنمان باشد و چندی بعد در یک مهمانی خودمان را سفت و محکم گرفته‌ایم که وراجی نکنیم اما باز هم از خود بی خود شده و با دنیایی از پشیمانی به خانه برمی‌گردیم.

این چرخه آنقدر ادامه پیدا می کند تا کم کم از حضور در مهمانی لذت نمی‌بریم و حتی ممکن است تا جایی پیش برویم که از خودمان هم بدمان بیاید. چشم روی هم بگذاریم می‌بینیم شخصیتمان به طور کلی تغییر کرده و از اجتماع فراری هستیم. همه دوستانمان روی ما برچسب منزوی می‌گذارند و حتی عده‌ای هم که می‌خواهند به ما کمک کنند دلشان به حالمان می‌سوزد.

این مثال ممکن است تا حدودی برای همه ما اتفاق افتاده باشد اما اگر هم اتفاق نیوفتاده بهتر است بدانید روند عدم شکوفایی در همه مسائل دیگر هم همین‌گونه است. اگر موافق نیستید به برگی از حافظه‌تان رجوع کنید و پشیمانی‌هایتان را بررسی کنید!

ما در مسائل مالی، عاطفی، روحی، جسمی و … بارها جلوی شکوفایی خودمان را گرفته‌ایم و زمانی متوجه آن می‌شویم که دیگر خیلی دیر شده است. اما نگران نباشید، اگر به دنبال درست کردن اوضاع هستید با ادامه مقاله همراه باشید.

قبل از این‌که بخواهم درباره راه‌های تبدیل خودتخریبی به شکوفایی برای شما بنویسم بهتر است کمی بیشتر با خودتان آشنا شوید و زمان‌هایی که در حال خود تخریبی هستید به اصطلاح مچ خود را بگیرید. بعد از این کار اگر علائم زیر را در خود یافتید هرچه سریع‌تر با دانسته‌های جدیدتان که از این مقاله یاد گرفتید آن‌ها را تغییر دهید.

 

شناسایی موانع تبدیل خودتخریبی به شکوفایی:

 

موانع شکوفایی
موانع شکوفایی

 

در توضیح این قسمت ممکن است مثالی بیان شود که با کارهای شما مطابقت نداشته باشد اما بهتر است با خودتان روراست باشید زیرا حتی اگر تطابقی با مثال برای شما وجود نداشته باشد ممکن است کاری مشابه آن را انجام دهید.

بنابراین هوشیار باشید و یک بار برای همیشه یاد بگیرید که حتی از خودتخریبی‌های خود هم سود کنید و آن‌ها را تبدیل به شکوفایی واقعی کنید.

 

۱. محاسبه مخارج خود را به تعویق می‌اندازید:

 

عدم محاسبه مخارج به خاطر خودتخریبی
عدم محاسبه مخارج به خاطر خودتخریبی

یکی از بدترین عادات مالی که ناشی از چرخه نادرست خودتخریبی است فرار از حساب و کتاب دقیق مخارجتان است. تا زمانی که پول درون جیبتان ( حساب بانکی ) ته نکشیده این کار را نمی‌کنید و وقتی تمام شد شاکیانه به زود تمام شدن پولتان فکر کرده و سعی می‌کنید تا آخر ماه دوام بیاورید.

به طور دقیق بررسی کنید زیرا حتی اگر چنین کاری را نمی‌کنید ممکن است به تعویث انداختن کارها جزو عادات شما باشد که ناشی از چرخه معیوب خودتخریبی است.

 

۲. تا همه شرایط مهیا نباشد کاری نمی‌کنید:

 

کمال گرایی و خودتخریبی
کمال گرایی و خودتخریبی

 

کمال‌گرایی خوب است اما به همان اندازه می‌تواند مضر هم باشد. زمانی که کمال‌گرایی را برای توجیه اشتباهاتمان به کار می گیریم بیشترین ضرر را به خودمان زده‌ایم که باز هم ناشی از چرخه معیوب خودتخریبی است.

در این رابطه این مقاله را بخوانید:  ترس‌ ها چگونه مانع موفقیت ما می‌شوند؟ + معرفی ۴ لایه ذهن

روح انسان به دنبال کمال است و شاید انگیزه اصلی زنده بودن هر کدام از ما هم کمال باشد و همین موضوع باعث می‌شود تا بهانه خوبی هم باشد. بنابراین اگر چنین عادتی را در هر زمینه دارید بدانید در چرخه نادرست خودتخریبی قرار دارید و هرچه سریع‌تر به فکر چاره باشید.

 

۳. تعارف‌هایی می‌کنید که نهایتا منجر به پشیمانی شما می‌شوند:

 

خودتخریبی و پشیمانی
خودتخریبی و پشیمانی

 

عادت به رنج کشیدن یکی از آزاردهنده‌ترین عاداتی است که متاسفانه به آسانی حس نمی‌شود. این عادت چنان با رفتارهای روزمره ما ادغام می‌شود که اگر روزی نباشد حس بسیار بدی برایمان به همراه دارد.

چرخه نادرست خودتخریبی می‌تواند ما را به این سمت بکشاند و متاسفانه به خاطر این‌که فکر می‌کنیم درست‌ترین کار را انجام می‌دهیم فرزندانی با همین رفتار را تربیت و تحویل جامعه می‌دهیم که البته بعد‌ها وقتی که خیلی دیر شد پشیمان هم می‌شویم.

اگر خود را در جایی دیدید که تعاملات موفق‌آمیز شما با دیگران عمر بسیار کوتاهی داشتند و یا تعداد این موفقیت‌ها بسیار اندک هستند به احتمال بسیار زیاد درگیر رنج کشیدن‌های عمدی هستید و به آن عادت کرده‌اید که ناشی از چرخه معیوب خودتخریبی است.

 

۴. احساس می‌کنید در حق شما ظلم شده است:

 

حس قربانی بودن و خودتخریبی
حس قربانی بودن و خودتخریبی

 

متاسفانه این عادت در اکثر انسان‌ها وجود دارد و فقط ۵ درصد از کل جمعیت کره زمین مسئولیت اشتباهات و یا شکست‌های خودشان را به گردن می‌گیرند که البته موفق‌ترین قشر هر جامعه را هم تشکیل می‌دهند.

بدتر از آن این است که درست کردن چنین رفتاری را نمی‌توان به عهده دیگران گذاشت و از طرفی تعداد بسیار اندکی می‌پذیرند که سرنوشت‌شان در دستان خودشان است. بنابریان درست شدن چنین رفتاری اغلب در صورتی اتفاق می‌افتد که به عنوان مثال من رفتار اشتباه خودم را در شخص دیگری ببینم و آن رفتار به من آسیب بزند.

پیشنهاد من به شما برای شناسایی این رفتار در خودتان کمی خودآگاهی بیشتر است. هرچه بیشتر از رفتارهای خودتان آگاه باشید احتمال خروج از چرخه معیوب خودتخربی هم بیشتر می‌شود.

 

۵. به علائم بالا توجه نمی‌کنید:

 

به علائم خودتخریبی توجه کنید
به علائم خودتخریبی توجه کنید

 

بهانه‌ای به نام کلیشه وجود دارد که همه ما از آن استفاده می‌کنیم. گاهی قانونی در دنیا حاکم است که ما آنقدر آن را برای خودمان تکرار کرده‌ایم و به آن عمل نکرده‌ایم که تبدیل به یک کلیشه شده است.

بعد از مدتی هربار که آن قانون روبرو می‌شویم فرار می کنیم و حوصله بررسی مجدد آن را نداریم. اما واقعیت این است که قبل از کلیشه‌ای رفتار کردن با هرچیز بهتر است جوانب دیگر آن را هم در نظر بگیریم تا چاره‌ای جز استفاده صحیح از آن را نداشته باشیم.

بعد از شناسایی این علائم در خودمان بهتر است راه‌های استفاده از خودتخریبی برای شکوفایی را بدانیم تا برای همیشه با خودتخریبی‌های معیوبی که وجود داشتند خداحافظی کنیم.

 

۳ مرحله شگفت انگیز برای تبدیل خودتخریبی به شکوفایی:

 

همانطور که قبلا گفتم خودتخریبی کاملا طبیعی است و اگر چنین کاری نکنیم رشد و شکوفایی هم معنی ندارد. بنابراین وقت آن رسیده که از خودتخریبی‌هایمان نهایت استفاده را در جهت رشد داشته باشیم.

۳ مرحله برای این کار وجود دارد که تضمین می‌کنیم بهترین نتیجه را برای شما به ارمغان می‌آورد اما یک پیش شرط وجود دارد و آن اقدام است. اگر شما این مطالب را بدانید ولی در جهت آن اقدامی نکنید نتیجه نمی گیرید و ممکن است آن را تبدیل به یک کلیشه کنید.

 

۱. کمی در خودآگاه زندگی کنید:

 

خودآگاه باشید
خودآگاه باشید

همه ما به گفت و گو های درونی باور داریم. انگار کسی درون ماست که بیشتر از خودمان از همه‌چیزمان خبر دارد و مدام با ما حرف می‌زند. کسی نمی داند اگر این گفت‌وگو نبود دنیا چگونه جایی برای زندگی می‌شد. ( شاید جایی شلوغ‌تر و پر سروصداتر از حالا)

در این رابطه این مقاله را بخوانید:  انگیزه رهبری خود را با این آزمون به چالش بکشید

این گفت‌وگو تعیین کننده حال و احوال ماست و تصمیمات ما اغلب بر اثر نوع حرفای درونمان گرفته می‌شود. گاهی سرزنش‌ یا تشویق‌مان می کند و گاهی هم از دیگران خوب یا بد می گوید.

صاحب آن صدای درون‌مان معمولا پیرمردی است که در ذهن‌مان زندگی می‌کند و همیشه می‌خواهد حرف حرف خودش باشد. بلاخره سنی از او گذشته و احترام به بزرگتر هم واجب است. اما واقعیت این است که آن صدا اکثر اوقات منظورش را به‌درستی بیان نمی‌کند و یا اگر هم چنین کاری می‌کند ما اغلب متوجه نمی‌شویم و اشتباه برداشت می‌کنیم.

این پیرمرد به کارهای ما ایراد می‌گیرد و می گوید نباید این کار را بکنیم. ( گاهی کاملا جدی و گاهی هم به شوخی ) ماهم به این پیرمرد درونمان احترام می‌گذاریم اما او دلیل این ایراد گرفتنش را به ما نمی‌گوید.

مثلا می‌خواهیم ایده جدیدی که به ذهنمان رسیده را اجرایی کنیم ولی این صدای درونی مانع می‌شود. می‌گوید کسی گوش نمی‌کند و یا شاید بگوید این ایده عملی نیست. به هر طریقی می‌خواهد ما را منصرف کند و ما هم اکثر اوقات تسلیم او می‌شویم. ( نوعی چرخه خودتخریبی منفی )

 

اما اگر کمی خودآگاه باشیم و دلیل این ممانعتش را بپرسیم شاید بگوید:

به خاطر اینکه می‌ترسی یا به خاطر این‌که اعتماد به نفس نداری یا به خاطر این‌که پدر و مادرت نگذاشته اند خلاقیت خودت را شکوفا کنی .

 

حال این گفت‌وگوی مخرب درونی می‌تواند تبدیل به ارزشمندترین گفت‌وگوی زندگی‌تان شود زیرا این پیرمرد چیزی را به شما گفت که شاید تا آخر عمر کسی نمی‌توانست به شما بگوید. بنابراین شما آماده رفتن به مرحه بعد هستید.

 

۲. راه حل را بیابید:

 

راه حل را بیابید
راه حل را بیابید

 

وقتی آن پیرمرد درون‌تان دلیل ناکامی‌ها را به شما گفت ۵۰ درصد مسیر را طی کرده‌اید. فقط کافیست برای لحظه دست از کاری که انجام می‌دهید بردارید و به دنبال حل مشکل باشید.

آن صدای درونی را از خودتان دور نکنید زیرا ممکن است در طول مسیر یافتن راه حل باز هم به سراغ شما بیاید و سعی در تخریب کردن‌تان داشته باشد. گاهی ممکن است درون آن صدا راه حل را هم بیابید.

بنابراین به جای ناامیدی دست به کار شوید و در هر جایی که فکرش را هم نمی‌کنید به دنبال پاسخ باشید، مطمئن هستم بلاخره بهترین راه و پاسخ را می‌یابید. مدت زیادی است که خودم وقتی به این مرحله می‌رسم بسیار شگفت‌زده از دنیا راهی را می‌یابم که می تواند زندگی را بیش از پیش شیرین کند.

 

۳. حرکت کنید:

 

اقدام کنید
اقدام کنید

 

حال که راه حل را پیدا کردید ممکن است وسوسه شوید که فعلا برای اقدام و حرکت زود است. زیرا اغلب زمانی که راه حل را بدانیم خیالمان هم راحت می‌شود و به جای اقدام، اهمال می کنیم.

ممکن است رسیدن به مرحله دو آسان و لذت بخش باشد اما گذشتن از مرحله سه کار هر کسی نیست. اگر واقعا می‌خواهید از چرخه مخرب خودتخریبی خارج شوید و آن را تبدیل به شکوفایی کنید باید از این مرحله بگذرید.
نگران نباشید چند بار که با موفقیت این سه مرحله را با موفقیت به پایان برسانید برایتان تبدیل به عادت می شود و بعد از گذشت چند سال وقتی به عقب نگاه می‌کنید رسید و تعالی خودتان را می‌بینید که شما را به اوج لذت رسانده است.

 

به این مقاله امتیاز دهید

میانگین امتیاز

این مقاله چقدر برای شما مفید بود؟

User Rating: ۴٫۵۷ ( ۳ votes)
برچسب ها

مهدی فرخیان

شکست، موفقیتی است که خود را پشت پستی و بلندی زندگی پنهان کرده تا برایش آماده شویم. هرگاه شاگرد آماده باشد استاد خودش می‌آید. ۷ سال زمان لازم بود تا معنی این جمله را درک کنم و سعی دارم این تجربه را با دیگران به اشتراک بگذارم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

بستن
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: