بهبود و توسعه فردیمدیریت استرسمقالات

خودانگیزشی چیست؟ چگونه از آن بهره بگیریم؟

خودانگیزشی چیست؟

بیایید از یک ماشین زمان و کمی قدرت تخیل به گوشه‌ای از خاطرات گذشته برگردیم. در این سفر، زمان را روی دوران مدرسه (ابتدایی و راهنمایی) تنظیم می‌کنیم.

شروع سال جدید تحصیلی که همیشه همراه با ناراحتی تمام شدن تعطیلات همراه بود. البته هیجان بابت رفتن به یک کلاس بالاتر هم ضربان قلب را بالاتر می‌برد.

در این بین چند روز مانده به شروع کلاس‌ها ضعف‌های درسی گذشته، خودشان را نشان می‌دادند و ناگهان صدایی از درون می‌گفت امسال جبران می‌کنم و همانند یک بارش فکری مقدار زیادی برنامه ریزی و هدف‌گذاری برای سال جدید در ذهن‌مان اتفاق می‌افتاد.

معمولا بعد از آن، چنان هیجان زده می‌شدیم که نه‌تنها ته دلمان خالی می‌شد بلکه یک انرژی مضاعف در وجود خود احساس می کردیم که چیزی کمتر از احساس پیروزی در یک جنگ بزرگ نداشت.

خیال‌پردازی و رویابافی هم در آن زمان بسیار بیشتر از حالا اتفاق می‌افتاد. ما می‌توانستیم در آن لحظه کارنامه‌ای با نمرات بالا ( گاها نمره ۲۰ ) را تجسم کنیم. همچنین معلمی را می‌دیدیم که در حال تعریف از درس خوب‌مان و نمره بالایی که گرفتیم است.

نظرتان چیست آن قسمت را نادیده بگیریم که بعد از شروع اولین کلاس‌ها ( با دیدن درس‌های سخت و تعدادی معلم سخت‌گیر ) همه رویاهایمان نقش بر آب می‌شدند و تقریبا همه برنامه‌هایی که داشتیم را از یاد می‌بردیم؟

اما از شوخی گذشته چه عاملی چنین انرژی زیادی را هرچند کودکانه در وجودمان ایجاد می‌کرد؟

می‌توان نام آن را خودانگیزشی گذاشت. مهارتی که از ابتدا در وجودمان نهفته شده اما به شکل بی‌رحمانه‌ای آن را نادیده گرفته‌ایم. به زودی مقاله‌ای در رابطه انگیزه و ماهیت وجودی آن می‌نویسم تا آشنایی بیشتری با آن پیدا کنید اما در این مقاله قصد دارم درباره نیروی پیشرانی صحبت کنم که بدون استثنا همه ما به آن نیاز داریم.

 

چرا باید خودانگیزشی را به عنوان یک مهارت معرفی کرد؟

خودانگیزشی
خودانگیزشی

بهتر است قبل از آن‌که به توضیح این قسمت بپردازیم درباره کلمه مهارت و تعریف آن بیشتر بدانیم. (در آینده حتما درباره آن مقاله مفصلی می‌نویسم) البته قطعا همه ما می‌دانیم که مهارت چیست اما شاید لازم باشد تعریف عمیق‌تری را از آن درک کنیم.

معمولا زمانی که به یک مهارت اشاره داریم در ذهن تصویری از یک کار فیزیکی نقش می‌بندد که به خوبی در حال انجام است. به عنوان مثال:

  • مهارت توپ‌گیری ( توپ‌گیر ماهر)
  • مهارت آهن‌گری ( آهنگر ماهر)
  • مهارت رانندگی ( راننده ماهر)
حتما بخوانید:  کمال گرایی چیست؟ +بایدها و نبایدهای کمال گرایی ( قسمت ۲ )

معمولا هنگام خواندن کلمات بالا یا مشابه آن نقش یک فرد با تجربه و حرفه‌ای در ذهن نقش می‌بندد اما کمتر به این موضوع توجه می‌کنیم که مهارت می‌تواند خارج از این حیطه هم مهم باشد مثلا:

همانطور که مشاهده کردید ما به طور معمول کمتر به این کلمات اعتقاد داریم و بیشتر ترجیح می‌دهیم در موضوعات عمومی از کلمه ماهر یا مهارت استفاده کنیم به همین دلیل شاید مهارتی همچون خودانگیزشی را به اندازه کافی جدی نگیریم.

به طور کلی انگیزه یکی از نیازهای اساسی برای انجام هرکاری است اما برای داشتن انگیزه نیاز به عوامل درونی یا بیرونی خواهیم داشت که البته همیشه آن‌ها را در اختیار نداریم. بنابراین نیاز به مهارتی برای به وجود آوردن آن در خودمان هست.

این مهارت همان خودانگیزشی است که بیشتر به ما کمک می‌کند همان عوامل درونی یا بیرونی ایجاد انگیزه را برای خود پررنگ یا کمرنگ کنیم. اینکه بدانیم در هر لحظه کدام عامل انگیزه را برای خود پررنگ و کدام عامل را نادیده بگیریم در حال استفاده از مهارت خودانگیزشی هستیم.

 

آیا شما نیاز به مهارت خودانگیزشی دارید؟

ویکتور فرانکل
ویکتور فرانکل

پاسخ کوتاه من صددرصد بله است. اگر در حال مطالعه این مقاله هستید هرگز یک امر اتفاقی رقم نخورده و قطعا تفاوتی بین شما و کسی که اصلا نمی‌داند چنین مقاله‌ای ( یا مشابه آن ) وجود دارد هست.

اگر شما شخصی هستید که برای زندگی خود ارزش قائل است و موفقیت را جدی می‌گیرد صددرصد به این مهارت نیاز دارید زیرا اغلب افراد در جامعه به صورت غیر مستقیم یاد گرفته‌اند که انگیزه شما را از بین ببرند.

مطمئن باشید که این کار را عمدا انجام نمی دهند اما به هر حال اتفاقی است که می‌افتد و شما باید آمادگی لازم را بای مقابله با این افراد داشته باشید تا زمانی که آن‌ها امید شما را نسبت به انگیزاننده‌های‌تان از بین می‌برند نیرویی مضاعف برای مقابله داشته باشید.

شما در هر نقشی در جامعه اعم از مدیر یک شرکت بزرگ یا کوچک، کارمند، دانشجو، پدر و یا فرزند هم که باشید مواردی پیدا می‌شود که انگیزاننده‌های شما را بی کاربرد کند پس ادامه مقاله را حتما بخوانید تا به مهارت خودانگیزشی مجهز شوید.

 

حتما بخوانید:  چگونه تبدیل به فردی خوش فکر شویم؟ + معرفی تکنیک ۵ عاملی کِرِم ضدآفتاب

پیش نیاز مجهز شدن به خودانگیزشی:

همانطور که قبلا گفتیم عوامل مختلفی ( درونی و بیرونی ) در ما ایجاد انگیزه می‌کنند اما بسیاری از آن‌ها با توجه به شرایط موجود دیده نمی‌شوند.

به عنوان مثال زمانی که شما به خاطر چالش جدیدی در زندگی دچار استرس شده‌اید کمتر می‌توانید عوامل انگیزاننده خود را به یاد آورید. به همین دلیل آن‌قدر غرق در استرس می‌شوید که آن لحظه به قول معروف فکرتان کاملا از کار می‌افتد چه برسد که بتوانید به خودتان انگیزه‌ای هم بدهید.

البته از نگاه دقیق‌تر همین که به این اندازه درگیر یک چالش بشویم خود یک نوع انگیزاننده به حساب می‌آید اما با مهارت خودانگیزشی می‌توان فرصتی برای پیدا کردن یک راه حل سریع‌تر و بهتربه وجود آورد.

بنابراین دست به قلم شوید و انگیزاننده‌های گذشته خود را یادداشت کنید. می‌توانید از دفتر خاطرات استرس هم کمک بگیرید. دانستن اینکه چه چیزی بیشترین انگیزه را در شرایط مختلف در شما به وجود می‌آورد بسیار کاربردی است زیرا وقتی در شرایط مشابه قرار گرفتید می‌توانید از آن به خوبی استفاده کنید و به خودتان انگیزه کافی برای حرکت را بدهید.

به یاد داشته باشید که این کار را باید به صورت مداوم در طول زندگی تکرار کنید زیرا هرکدام از ما با تغییر شرایط محیطی، فیزیکی و دهنی انگیزاننده‌های خود را نیز تغییر می‌دهیم و همین موضوع باعث می‌شود تا مواردی که در گذشته باعث ایجاد انگیزه در ما می‌شدند حالا بی کاربرد باشند.

 

چگونه از خودانگیزشی بهره بگیریم؟

ویکتور فرانکل
ویکتور فرانکل

کتابی با نام انسان در جستجوی معنا توسط آقای ویکتور فرانکل نوشته شده که داستانی از شرح حال او در زمان آلمان نازی و در اردوگاه‌های کار اجباری است. اگر این کتاب را خوانده‌اید قطعا با امیدی که می‌تواند نجات‌دهنده یک زندگی باشد آشنا هستید. پیشنهاد می‌کنم اگر آن را نخوانده اید در اولین فرصت حتما مطالعه آن را شروع کنید.

در این کتاب شما داستان کسی را می‌خوانید که همه خانواده‌اش را به وسیله کوره‌های آدم سوزی به قتل رسانده‌اند. شرایط آن اردوگاه به قدری بد بوده که افراد اسیر در آن حتی اگر از شدت کار و یا به وسیله کوره‌های آدم سوزی نمی‌مردند ممکن بود به خاطر شرایط محیطی آن اردوگاه به زندگی خود پایان دهند.

زمانی که هیچ انگیزانده‌ای نمانده باشد چگونه می‌توان به زندگی ادامه داد؟ این پاسخی است که دکتر فرانکل در کتابش به شما می‌دهد.

حتما بخوانید:  ۴ نمونه از ویژگی های شخصیتی که قطعا مانع موفقیت شما خواهد شد. ( + راه حل )

اما به طور کلی من در این مقاله راهکاری به شما می‌دهم که مدت‌هاست نه‌تنها خودم بلکه تمام افرادی که به آن‌ها مشاوره می‌دهم نیز از آن نهایت استفاده را داشته‌ایم.

اگر بخواهم نامی برای این راهکار انتخاب کنم شاید خودفریبی آگاهانه مناسب آن باشد. درواقع شما برای استفاده از این تکنیک نیاز به فریب دادن خودتان دارید به طوریکه بخشی از آگاهی خود را به کار گرفته و حواس خودتان را از عادات همیشگی پرت می‌کنید. از این طریق می‌توانید خودتان را به سمتی هدایت کنید که محل انگیزش شماست.

نگران نباشید، اگر متوجه نشدید که درباره چه چیزی حرف میزنم با یک مثال این راهکار را ساده می‌کنم.

فرض کنید یکی از اعضای خانواده شما برایتان یک انگیزاننده به حساب می‌آید. در مواقعی که هیچ انگیزه‌ای برای ادامه ندارید و آنقدر ناامید هستید که میل به انجام هیچ‌کاری هم در شما پیدا نمی‌شود بدون اینکه به هیچ چیزی فکر کنید بروید و سر صحبت را با او باز کنید.

درباره چه چیز صحبت کنید؟ مطمئنا باید درباره چیزی که او دوست دارد حرف بزنید تا میل بیشتری برای ادامه صحبت داشته باشد. البته چند نکته هم وجود دارد که ممکن است در طول این مسیر به دام آن‌ها گرفتار شوید.

اول اینکه ذهن شما سعی می‌کند با گفتگوی درونی جلوی این اتفاق را بگیرد. بنابراین در آن لحظه به جای بحث کردن با خودتان، حرف او را بپذیرید اما بدون فکر و مقدمه و البته با کمک یک تصمیم ناگهانی با انگیزاننده خود ارتباط برقرار کنید.

دوم اینکه این یک قانون حاکم بر طبیعت است و با نام‌های مختلف از آن یاد می‌شود اما شما اگر مفهوم آن را بدانید هم کافیست. زمانی که شما به کسی با کمال میل کمک کنید طبیعت هم در راستای همین موضوع برای شما قدم برمی‌دارد. پس منتظر نشانه‌های ایجاد امید باشید تا فورا آن‌ها را دریافت کنید. مثلا هنگام حرف زدن با انگیزاننده خود ممکن است در حرف‌های او نشانه‌هایی از یک انگیزاننده فوق‌العاده برای خودتان بیابید.

 

نکته: انگیزاننده شما ممکن است واقعی نباشد. اگر زمانی را برای پیدا کردن انگیزاننده‌های واقعی اختصاص ندهید این روش کارایی خود را برای شما از دست خواهد داد.

به این مقاله امتیاز دهید

میانگین امتیاز

این مقاله چقدر برای شما مفید بود؟

User Rating: ۵ ( ۱ votes)
برچسب ها
نمایش بیشتر

مهدی فرخیان

شکست، موفقیتی است که خود را پشت پستی و بلندی زندگی پنهان کرده تا برایش آماده شویم. هرگاه شاگرد آماده باشد استاد خودش می‌آید. ۷ سال زمان لازم بود تا معنی این جمله را درک کنم و سعی دارم این تجربه را با دیگران به اشتراک بگذارم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن